بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘وبگردی’

یک پله ترقی

۳ مهر ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

این چند روزه اصلا دل و دماغ نوشتن ندارم، چند تا اتفاق افتاده که کلی از انرژی‌ام کم کرده ولی امیدوارم در یکی دو هفته‌ی آینده اوضاع خوب خوب بشود :)

اما از این حرف‌‎ها که بگذریم، اون آقایی بود که گفتنم شروع کرده مثل معاویه حرف بزنه، یادتو هست+؟ اخیرا با یک پله ترقی داره جا پای جناب یزید می‌گذاره++ حالا باید دید که گام بعدی این آقا چیه؟

آرسنو موتون

۳۰ شهریور ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

امروز دوباره از این ای‌میل‌های افشاگری و تجاوز و کهریزک و این‌جور چیزها برایم آمد. خیلی به ندرت پیش می‌آید که چنین ای‌میل‌‎هایی را باز کنم، چه برسد به اینکه بخوانشان.  ولی امروز حوصله‌ام بد جوری سر رفته بود و از درد ناچاری ای‌میل را باز کردم. آقا ۲ خط از ای‌میل را نخوانده‌بودم که با کلمه‌ی عجیب و غریب «آرسنو موتون» برخورد کردم. آقا ما بی‌سوادیم توی این وبلاگ هم هزار بار فریاد زدم که بی‌سوادم!! اما از آنجایی که خدا برای بی‌سوادی درمان‌های زیادی آفریده از جمله گوگل، رفتم و به دنبال کلمه‌ی «آرسنو موتون» گشتم، گوگل ۱۹۹ تا نتیجه بر گرداند که با به جز ۲ تا بقیه کپی- پیست مطلب اصلی بودند. از آن ۲ تا هم که یکی به صورت بدیهی کسی است که همه دارند از روی آن کپی-پیست می‌کنند و یکی هم که مثلا برداشته خبر را تفسیر کرده. ولی برای من همچنان معلوم نشد که این کلمه‌ی «آرسنو موتون» یعنی چه؟!

حالا بگذریم که ما معنی این کلمه را یاد نگرفنیم، حداقل فهمیدیم که تقربا ۹۹% وب فارسی (البته از نوعی که تحت لوای سایت‌هایی مثل بالاترین و فیس‌بوک شکل گرفته‌است) بر مبنای کپی-پیست اخبار آبدوخیاری‌ای است که حتی کپی‌گران محترمش معنی کلماتی را که کپی می‌کنند، نمی‌دانند. نیم درصد تفسیر کننده‌ هم که هیچوقت نمی‌گویند خبرها را از کجا می‌آورند. نیم‌‌درصد مولد هم گاها غلطهای املایی در متونشان دارند، که عمرا بتوانی بفهمی اصل کلمه چه بوده‌است!

روزی که هرگز نیامد ...

۲ شهریور ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

تاریخ ، معلم انسانهاست!

۲۱ مرداد ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

خدا لعنتش کنه

۱۳ مرداد ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

آقا، پدر و مادر ما خیلی حواسشون بود که ما لقمه حلال بخوریم، موقع زن گرفتن هم می‌گفتند اگه زنت لقمه غیر حلال از گلوش پایین رفته باشه، آخرش دست تو را هم به حروم آلوده می‌کنه. من خودم هم همیشه حواسم به این قضیه بوده، شاید لقمه‌ی شبهه‌ناک خورده باشم ولی حروم نه!

اما از شما چه پنهون این چند وقته فکر کنم دیگه حساب مالم به پاکی سابق نیست. فکر که چه عرض کنم، تقریبا مطمئنم. همش از سر تبلیغات انتخابات شروع شد، بعد به حوادث بعد از انتخابات کشیده شد. اینجانب همچنان دارم از استادم پول می‌گیرم، ولی بالای ۵۰ درصد وقتم داره پای اینترنت، گوگل ریدر و سایت‌های خبری هدر می‌ره. خدا لعنتش کنه باعث و بانیش را!

قایق‌سواری مگس و فارس‌نیوز

۱۰ مرداد ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

کمی از مقالات فارس‌نیور + + را که خواندم ( مخصوصا اعترافات ابطحی در دادگاه + + +)  بلافاصله به یاد این چند بیت مثنوی افتادم، به راستی که وصف‌ الحال برخی اصحاب قدرت این زمانه است.

آن مگس بر برگ کاه و بول خر
همچو کشتیبان همی افراشت سر
گفت :«من دریا و کشتی خوانده‌ام
مدتی در فکر آن می‌مانده‌ام
اینک این دریا و این کشتی و من
مرد کشتیبان و اهل رای زن»
بر سر دریا همی راند او عَمَد (قایق)
می‌نمودش آن قدر بیرون زحد
بود بی‌حد آن چمین نسبت بدو (چمین: شاش، ادرار)
آن نظرکه بیند آن را راست کو؟
عالمش چندان بود کش بینش است
چشم چندین بحر هم چندینش است
صاحب تأویل باطل، چون مگس
و هم او بول خر و تصویر خس
گرمگس، تأویل بگذارد به رای
آن مگس را بخت گرداند هُمای
آن مگس نبود کش این عبرت بود
روح او، نه در خور صورت بود

اگر دیدگاه من را قبول ندارید، این خبر را هم بخوانید، بلاخره توهم و فتوشاپ هم آدم را به بد روزی می‌اندازند.

گوگل مپ و ایران

۴ تیر ۱۳۸۸ ۵ دیدگاه

آقا من امروز رسما کفم برید. ظاهرا اتفاقاتی افتاده و خیلی از کمپانی‌ها که در گیر بحث تحریم کاربرهای ایرانی خود بودند، به صورت ناگهانی تصمیم گرفته‌اند که سطح خدمات خودشان را به کاربران ایرانی بالا ببرند. امروز فهمیدم که  google-map بالاخره  پس از مدتها نقشه شهرهای ایران را به صورت بسیار کاملی در اختیار کاربرانش قرار می‌دهد(مثلا اینجا نقشه خیلی خوبی از دانشگاه شریف را می‌بنید). چند روز قبل هم دیده  بودیم که facebook، friendfeed و googel-translate هم خدماتی را برای کابران ایران خود فراهم کرده بودند.
مثلا نقشه‌ تهران

View Larger Map

و یا نقشه‌ی اصفهان

View Larger Map
هر چند حوادث غمناک این روزها هیچوقت از خاطر من نمی‌رود، ولی خوشحالم که بالاخره دنیا شنید و دید که ما مردم ایران مردمی تروریست و عقب افتاده نیستیم بلکه آرمان‌های والایی داریم. در این میان هم حداقل یک سری از کمپانی‌ها محدودیت‌های احمقانه‌ی خودشان را از روی مردم ایران برداشتند. به امید روزهای زیباتر

Who can?

۴ تیر ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

No one can be right all of the time, but it helps to be right most of the time. + +

Categories: روزمره, وبگردی Tags:

۹۱۳ و یا اینکه چرا زمان اینقدر تند می‌گذرد؟!

۳ تیر ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

فکر می‌کنید این ۹۱۳ چیه؟ این ۹۱۳، ۹۱۳ ساعت از عمر من است که در یک سال و ۸ ماه گذشته پای browser کامپیوترم توی آزمایشگاه هدر رفته است. ۹۱۳ ساعت می‌شود تقریبا ۳۸ روز، یعنی ۵ هفته و نیم!تازه این زمان فقط مربوط است به زمانی که در آزمایشگاهمان هدر داده‌ام، حساب زمان هدر رفته در خانه که جای خودش را دارد.

فکرش را بکنید چند تا برنامه‌ی کوه و یا تفریحی می‌توانستم در این زمان داشته باشم. چند تا کتاب می‌توانستم بخوانم؟ (چیزی حدود  ۱۰۰۰۰۰ صفحه کتاب ) چقدر در ساز زدن می‌توانستم پیشرفت کنم؟ حتی حالا که فکرش را می‌کنم اگر با کم‌ترین حقوق ممکن هم کار کرده بودم چیزی حدود ۹ هزار دلار بیشتر توی حسابم بود.

این آمار را با کمک افزونه‌ی Time Tracker در فایرفاکس بدست آوردم. به نظرم هر دانشجو توی این دوره زمانه نیاز به داشتن همچین افزونه‌ای روی کامپیوترش هست، تا وقتی که به آخر دوره‌ی کارش نزدیک می‌شود، بتواند به این سوال پاسخ دهد که

راستی، چرا زمان اینقدر تند می‌گذرد؟!

آرامش

۱ تیر ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

۱- ظاهرا همه جا آرام و ساکت شده؟ یعنی همه‌ی خون‌ها دوباره حرام شد؟ یا این یک آرامش قبل از طوفانه؟

۲- از اونجایی خودم دور از آتش نشسته‌ام، اصلا دوست ندارم کسی را تشویق به کاری بکنم، و یا از کاری منع کنم.

۳-کی گفته اینترنت توی ایران مشکل داره؟ این روزها به برکت گوگل کلی ترافیک این وبلاگ زپرتی هم بالا رفته. از IPهای ایرانی، ملت دارند قر و قر در مورد احمدی‌نژاد و یا موسوی جستجو می‌کنند و سرعت اینترنتشان اینقدر خوب است که تا صفحه ۲۰-۳۰ جستجوی گوگل را می‌آیند تا به این وبلاگ متروکه برسند* و بعضا چند تا کامت چارواداری هم نصیب ما می‌کنند، ما هم با وجود این‌که کامنت دوست داریم، ولی از ترس مسدود شدن را وبلاگمان در ایران، کامنت‌های مزین به کلمات خاص را به جفنگ‌خانه‌ی وبلاگ هدایت می‌کنیم.

*دوست گرامی‌مان فرمودند: هی بی‌سواد! همه‌ی آن‌ها آدم نیستند، بعضا روبوت هستند. جل الخالق، روبوت وبگرد؟!؟! یحتمل مهندسی که آن روبوت را ساخته در دوران دانشجویی مثل ما بسیار وبگردی می‌کرده که روبوتش این طوری از آب  در اومده، شاید هم ۱۶ ساله بوده