جابهجایی خانه و اسبابکشی به قدری پر دردسر بود که عمرا پت و مت به این زودیها حاضر باشند که دوباره جابهجا شوند. بزرگترین مشکلی که درست بعد از اسبابکشی خودش را نشان داد، مساله رفت و آمد بین خانه و محل کار بود که روزانه حدود ۲ ساعت وقت هر کدام از ما را میگیرد! ولی پت و مت خیلی زود راه حل این مشکل را پیدا کردند، یعنی راه حل که پیدا نکردند ولی یاد گرفتند که این زمان را میتوان با مطالعه پر کرد. مطالعه! چیزی که مدتها بود از زندگی پت و مت خارج شده بود. فعلا خدمتان بگویم که مدت دو ماه و نیم است که بنده پنج روز هفته، روزی ۲ ساعت مطالعه کردهام.
و اما دیروز که بر چند ایستگاه مانده به خانه، توانستم (البته با کمی تقلب) آخرین صفحات کتاب «Mastering your PhD: survival and success in the doctoral years and beyond» را بخوانم. کتاب بسیار کوتاه و روانی است که من خواندن آن را به تمام کسانی که درگیر تحصیلات تکمیلی هستند توصیه میکنم. کتاب خیلی ساده و روان به مسائل پیش روی یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی میپردازد. مسائلی از قبیل انتخاب پروژه و استاد، برخورد با استاد و سایر اعضای تیم، برنامهریزی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت برای پایان مطلوب دورهی تحصیل، و سرانجام کار پیدا کردن.
حالا که خواندن کتاب تمام شده است، شدیدا به فکر ترجمهی کتاب افتادهام، البته چون کتاب، بسیار روان نوشتهشده است، زیاد از مفید بودن این کار مطمئن نیستم. به هر حال منتظر شنیدن پیشنهادهای شما هستم.
وقتی میان دوستان و اطرافیان را نگاه میکنیم، روابط دو نفرهای را میبینیم ( ازدواج، پارتنرشیپ) که زمانی برایمان سمبل عشق و یکدلی و از این جور چیزها بودهاند، ولی ناگهان از هم پاشیدهاند. این جور وقتهاست که ما اطرافیان فضول شروع میکنیم به دنبال دلیل و تئوری گشتن که چرا این طور شد. یکی از تئوریهایی که من به شخصه خیلی از اون بدم میآید، ولی خوب بیشتر مواقع مطرح میشود مربوط به حضور یک زن و یا یک مرد دیگر است. گاهی این تئوری بعد از چندین سال که از جدایی گذشته مطرح میشود یعنی زمانی که مرد و یا زن بدبخت بعد از ۲-۳ سال تنهایی به سراغ پارتنر جدید میرود. که در این صورت مطرح کردن چنین فرضیهای بسیار بدتر و ناپسندتر است. حالا این چیزها را نوشتم تا دیدگاه کلیام را در این خصوص بیان کنم. و بگویم هر چه قدر هم که سعی بر خوشبینی داشته باشم، نمیتوانم به چیزی جز خیانت فکر کنم، وقتی که دوستی را دست در دست پارتنر جدیدی میبینی، آن هم وقتی آن دوست به تازگی به یک رابطهی چند ساله پایان دادهاست. خدایا من را ببخش.
باید که احوال قاضیان مملکت، یگان یگان؛ بدانند، و هر که از ایشان عالم و زاهد و کوتاه دست باشد، او را بر آن کار نگاه دارند، و هر که نهچنین بود، او را معزول کنند و به دیگری که شایسته باشد بسپارند. و هر یکی را از ایشان بر اندازهی کفاف او مشاهرهای اطلاق کنند تا او را به خیانتی حاجت نیفتد، که این کاریی مهم و نازک است، از بهر آنکه ایشان بر خونها و مالهای مسلمانان مسلط اند، چون به جهل و طمع و قصد حکمی کنند، بر حاکمان دیگر لازم شود آن حکم را امضا کردن و معلوم پادشاه گردانیدن و کس را معزول کردن و مالش دادن.
...
پس ملک موبد را گفتی:
« هیچ گناهی نیست نزدیک ایزد تعالی، بزرگتر از گناه پادشان؛ و حق گزاردن پادشاهان، نعمت ایزد تعالی را، نگاه داشتن رعیت است و داد ایشان دادن و دست ستمکاران از ایشان کوتاه کردن. پس چون ملک بیدادگر باشد، لشکر همه بیدادگر شوند و خدای را عزوجل، فراموش کنند و کفران نعمت آرند، هر آینه جذلان و خشم خدای در ایشان رسد، و بس روزگار نیاید که جهان ویران شود و ایشان به سبب شومی گناهان؛ همه کشته شوند و ملک از خاندان تحویل کند.»
سیاستنامه (سیر الملوک)،
فصل ششم، اندرباب قاضیان و خطیبان و محتسب و رونق کار ایشان
خواجه نظام الملک طوسی
I have a dream that one day every valley shall be exalted, every hill and mountain shall be made low, the rough places will be made straight and the glory of the Lord shall be revealed and all flesh shall see it together
بر طبق ادعای france24 فردی (محمد عسکری و یا محمد اصغری) که به موسوی خبر پیروزیش در انتخابات را داده بود، در یک تصادف مشکوک کشته شده. اگر واقعیت داشته باشه، دیگه شکی نیست که درگیر یک کودتای خونین شدهایم. فقط امیدوارم که france24 شر و ور بگه، اگر راست باشه باید به حال خودمان بگرییم.
امیدوارم هنوز عقلایی در بدنهی نظام وجود داشته باشند و نگذارند دست نظام نظام به خون مردم شود. یک تصمیم صحیح در قلب حکومت میتواند تمام مشکلات این روزها را حل کند. این یک فرصت بسیار ناب است، دولتی میتواند به روی کار بیاید که حمایت همه ایرانیهای داخل و خارج را همراه خود دارد. هر ایرانی مهاجر یک سفیر در آمریکا، کانادا، اروپا، و یا در آسیا.