روم سیاه، روم زغالی
روم سیاه، روم زغالی،
چند وقتیه که این وبلاگ حالش خوب نیست و نیاز به تعمیر و رسیدگی اساسی داره.
یک کم وقت نیاز دارم تا دوباره سر پاش بکنم
به امید دیدار
روم سیاه، روم زغالی،
چند وقتیه که این وبلاگ حالش خوب نیست و نیاز به تعمیر و رسیدگی اساسی داره.
یک کم وقت نیاز دارم تا دوباره سر پاش بکنم
به امید دیدار
۱- فکر میکنم یکی از دلایل مهم دیگر برای کمکاری این وبلاگ مشغولیت کاری زیاد من در چند ماه گذشته بودهاست. خوب آدم مشغول هم کمتر فرصت خواندن و دیدن و فکر کردن دارد و به تبعاش کمتر میتواند تولید محتوا کند (حالا نه این که قبلا خیلی فکر میکردم و محتوای حسابی تولید میکردم D:).
2- من آدم گیکی نیستم ولی خوب اگر خودم را ول بدهم میافتم توی مسیر نردیات. برای همین در خیلی از جنبههای زندگیام مثل همین وبلاگ (البته این روزها، این وبلاگ، جنبهی خاصی از زندگی من نیست) سعی کردهام خودم را از کار و زندگی آکادمیکام رها کنم.
این ۲ تا داستان باعث شده که این روزها به شدت با کمبود محتوا مواجه بشوم و این وبلاگ هم تا مرز تعطیلی پیش برود. حالا تصمیم گرفتهام که رویهام را در خصوص این وبلاگ تا حدی تغییر بدهم، باشد که مشکل کمبود محتوا تا حدی حل بشود. اما یک سوال بسیار اساسی برایم پیش آمده.
خواننده فارسیزبان تا چه حدی علاقه دارد که مطالب حرفهای (در حوزهی مهندسی) مورد علاقهاش را به زبان فارسی بخواند؟
خود من وقتی دچار مشکلی میشوم، در گوگل به دنبال منابع انگلیسی زبان میگردم و به بسیار به ندرت با عبارت فارسی در گوگل جستجوی میکنم. این قضیه میتواند ۲ علت داشته باشد. یکی اینکه اینگونه محتواها اصولا در وب فارسی پیدا نمیشوند، جستهام ما یافت مینشود. و دوم این که کاربران مستقل از زبانشان ترجیح میدهند مطالب مرتبط با حرفهشان (در حوزه مهندسی) در وب انگلیسی جستجو کنند.
اما هدف من از نوشتن این پست چی بود و چی هست؟ آقا و خانم محترم که از این اطراف رد میشود. یک لطفی بکنید و به من پیشنهاد بدهید که چه کار کنم؟
امتحان میکنیم ۱ ۲ ۳
صدای ما را از persian.iampat.net میشنوید. به فیدهای خود دست نزنید، آدرس فید همانی که بوده، میماند.
دامین آدرس keykoja.com را دو سال پیش را برای پروژهای ثبت کردم که هیچ وقت به انجام نرسید. ولی خرید این دامین و هاست و اتفاقاتی که گاه و بیگاه در blogfa میافتاد باعث شد که iampat قدیمی را به اینجا منتقل کنم. تا چند روز دیگر هم که دامین آدرس keykoja.com از تملک اینجانب خارج میشود و بنده دوباره باید اثباب کشی کنم، این بار به persian.iampat.net میروم. خوشحال میشوم در خانهی جدید در خدمت دوستان باشم. دوستانی هم که لطف کردهاند و به من لینک دادهاند اگر از لینک دادنشان پشیمان نیستند، لطف کنند و به آدرس جدید لینک بدهند.
پس نوشت: اسباب کشی در طول چند روز آینده تکمیل خواهد شد. پس اگر مشکلی دیدید از فرستنده است، به گیرندههای خود دست نزنید.
ای عاشقان، ای عاشقان، امروز ماییم و شما
افتاده در غرقابهای تا خود که داند آشنا؟
گر سیل عالم پر شود، هر موج چون اشتر شود،
مرغان آبی را چه غم، تا غم خورد مرغ هوا؟
ما رخ ز شکر افروخته، با موج و بحر آموخته،
زان سان که ماهی را بود دریا و طوفان جان فزا.
ای شیخ ما را فوطه ده، وی آب ما را غوطه ده،
ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا.
این باد اندر هر سری سودای دیگر میپزد.
سودای آن ساقی مرا باقی همه آن شما.
دیروز مستان را به ره بربود آن ساقی کله.
امروز می در میدهد تا برکند از ما قبا.
ای رشک ماه و مشتری، با ما و پنهان چون پری،
خوش خوش کشانم میبری، آخر نگویی تا کجا؟
هر جا روی تو با منی، ای هر دو چشم و روشنی
خواهی سوی مستیم کش، خواهی ببر سوی فنا.
عالم چو کوه طور دان، ما همچو موسی طالبان
هر دم تجلی میرسد برمیشکافد کوه را.
یک پاره اخضر میشود، یک پاره عبهر میشود،
یک پاره گوهر میشود، یک پاره لعل و کهربا.
ای طالب دیدار او، بنگر در این کهسار او،
ای که چه باد خوردهای، ما مست گشتیم از صدا.
ای باغبان، ای باغبان، در ما چه درپیچیدهای؟
گر بردهایم انگور تو، تو بردهای انبان ما!
غرلیات شمس تبریزی
پسنوشت: دلم یک نسخه از غزلیات شمس را میخواست. پر سو جو میکردم تا یک نسخهی مناسب پیدا کنم، ولی ظاهرا لطف او نا گفتهی ما را میشنود و سبب شد که عزیزی یک نسخهی نفیس را دست مت بانو بدهد و او هم آن را بدست من رساند.
اول از همه باید بگم که انتخابات را واگذار کردم. من ۵۲ رای و جناب رقیب ۶۳ رای. خداییش، آقای رقیب رسما پوزم را زد. کلی سفر استانی رفت، روز انتخابات هم کلی شیرینی و شکلات آورد. کسانی که این اطراف هستند، اصولا میدانند که عدهای از دانشجویان اصلا بالای غذا پول نمیدهند و تمام کالری و مواد مورد نیاز برای زنده ماندن را از غذاهای مفتی در اطراف و اکناف تهیه میکنند. خلاصه این جانب پت در اولین انتخابات این-ور-آبیاش شکست خورد و رفت.
اما خبر بعدی، گوش و چشم شیطون کر و کور، احتمالا این جانب دیشب، آخرین امتحان پایان ترم زندگیام را دادهام. و صد البته به شرط نیفتادن درسهای این ترمم.
و آخرین خبر هم این که ، این ترم یک درس دیگر هم دارم و به جای امتحان باید به صورت گروهی یک پروژه را به انجام برسانیم. ما ۳ نفر، تا به حال حدود ۳ ماه روی پروژه کار کردهایم. البته کار که چه عرض کنم، بیشتر دعوا میکنیم و گیس و گیس کشی
. خلاصه ۱۰ روز دیگه هم ریخت و قیافهی هم را تحمل کنیم و پروژه را تحویل بدهیم، هر کسی میره سی خودش و ریخت هم را نگاه نمیکنیم .
خلاصه این همه را گفتم که یک وقت فکر نکید من مردم و از دستم راحت شدید. راستی اگر این آتشفشان ایسلند قول بدهد که پسر خوبی باشه و بیشتر از این فعالیت نکند، مت بانو دوشنبه بر میگرده و قدم بر چشمهای ما میگذاره.
خدا به خیر کند، چیزی که همه ازش میترسیدیم در حال اتفاق افتادن است. گرگهای تشنه به خون رها شدهاند و .
کلمه:در پی اجرای سناریوی از پیش طراحیشده حرمتشکنی از امام و نسبت دادن آن به دانشجویان از دیروز رسانههای رسمی تبلیغات حجیم و هدفداری را آغاز کردهاند که با توجه به اطلاعات به دست آمده به نظر میرسد زمینهچینی برای برخی رفتارهای غیرمتعارف جدید باشد.
به کلیه حامیان جنبس سبز توصیه میشود در این زمینه کاملا هوشیار باشند و مرتبا خود را از آخرین تحولات مطلع نگهدارند.
در پی اجرای سناریوی از پیش طراحیشده حرمتشکنی از امام و نسبت دادن آن به دانشجویان از دیروز رسانههای رسمی تبلیغات حجیم و هدفداری را آغاز کردهاند که با توجه به اطلاعات به دست آمده به نظر میرسد زمینهچینی برای برخی رفتارهای غیرمتعارف جدید باشد.به کلیه حامیان جنبس سبز توصیه میشود در این زمینه کاملا هوشیار باشند و مرتبا خود را از آخرین تحولات مطلع نگهدارند.با توجه به محدودیت های شدید اطلاع رسانی ، کلمه به دیگر پایگاههای اطلاعاتی پیشنهاد میکند کاربرانشان را نسبت به ضرورت این هوشیاری آگاه کنند.
منبع
و نوروز هم نوشته:
براساس اخبار رسیده از منابع موثق و به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کلمه احتمال بازداشت مهندس میرحسین موسوی از سوی عوامل کودتاچی قوت گرفت. پیش از این سایت کلمه، وبسایت رسمی مهندس میرحسین موسوی در هشداری اعلام کرده بود که اتفاقی در راه است و از حامیان جنبش سبز خواسته بود تا هوشیار بوده و در جریان آخرین اخبار و اطلاعات قرار داشته یاشند. نوروز به محض دریافت اخبار تکمیلی آن را منتشر خواهد کرد
منبع
چه شبهای پر طلاطمی که پیش رو خواهیم داشت
از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمدهای کو که به ما گوید باز
هان بر سر این دو راهه از سوی نیاز
چیزی نگذاری که نمیآیی باز
یکی دو ماه پیش بود که روز یکشنبه به مت بانو گفتم پاشو بریم یک سر زیارت اهل قبور ونکور
خلاصه در حین گشت و گذار در میان قبرها و عکاسی از آنها بودیم که این مجموعه از قبرها را دیدیم با ظاهری کاملا متفاوت از سایر قبرها.
همهی قبرها کاملا منظم، تر و تمیز و با دسته گلها تازه. تاریخ فوت اکثر آنها هم حول حوش هم بود!! نزدیکتر که رفتیم دیدیم که بعله، ظاهرا اینجا گلستان شهدای جنگ جهانی اول شهر ونکور است.
از آنجایی که جناب پت و مت نسبت به همکاران مهندسشان ارادت خاصی دارند، برای ادای احترام عکس مهندس سرباز آقا رابرت را اینجا گذاشتم. جالب این است که دولت کانادا بعد از حدود یک قرن هنوز به دنبال کامل آرشیو خودش از سربازان آن زمان است. مثلا اگر کسی عکس و یا چیز دیگری از این آقا رابرت دارد، میتواند آن را به اینجا و یا اینجا بدهد. یعنی دقیقا یک چیزی مثل بنیاد شهید خودمان ولی خوب میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از ... حالا از این حرفها که بگذریم تاریخ کشته شدن این بنده خدا را که دیدم یک دفعه تنم لرزید، درست دو هفته قبل از پایان جنگ جهانی اول بوده است. زمانی که قدرتهای درگیر جنگ سر تاریخ پایان جنگ به توافق رسیده بودند و در آن روزهای آخر در سودای کسب آخرین فتوحاتشان بودند! درست چیزی در جنگ میان ایران و عراق هم رخ داد. جنگ بازی بزرگان است و جان انسانها کمتر از آن ارزش دارد که ذهن بزرگان به آن مشغول شود.