۲۰۱۱
من حساب سالهای زندگیام را هنوز بر اساس همان اول فرودین خودمان نگه میدارم. اما چه کنم که این بازهای از زمان که ۲۰۱۰ نام گرفته بود، برای هم خیلی عجیب گذشت. نمیخواهم لفظ سیاه را برایش به کار ببرم ولی سال شیرینی هم نبود. ۲۰۱۰ برای من به شیرینی آغاز شد ولی خیلی سریع شروع به ناسازگاری کرد. توی این بازه مجبور شدم با بیماری خودم و دو نفر از اطرافیانم کنار بیایم. در قسمت حرفهای زندگیام هم آدم موفقی نبودم. فکر کنید دانشجوی PhD که در طول یک سال حتی یک مقاله هم نداشته و .. و ... . ۲۰۱۰ اواخر عمرش دوباره با من سازگار شد و شروع کرد به راه آمدن.
وبلاگ هم که بد جوری داره خاک میخوره. ۴۲-۴۳ تا پست نوشتم که اکثرشان مربوط یک بازهی کوتاه بودند و بقیه هم پستهای کوتاه برای رفع تکلیف و جلوگیری از تختهشدن در وبلاگ.
حالا باید دید که در این بازهای که ۲۰۱۱ میخوانندش، چه گلی بر سر خدمان خواهیم زد