بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘عکس’

غروب

۱۰ خرداد ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

ghoroob_stanly_200905xx

استنلی پارک یکی از زیباترین مکان‌های ونکور است و تقریبا هر کسی که گذرش به ونکور می‌افته، یک سری به استنلی پارک می‌زنه. ولی با این همه بیش از یک سال بود که پت و مت پاشون را اون اطراف  نگذاشته بودند. تا بالاخره در هفته‌ای که گذشت دوست نازنینی گذرش به ونکور افتاد و مایه خیر شد و ما پت و مت یک سر به این پارک بسیار زیبا زدند. این بود انشای من :)

غروب

۶ خرداد ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

ghoroob

یادم آمد اون روزهایی را که می‌شد وقتی که هوای تهران  کثیف و آلوده بود، به توچال پناه برد، غروب زیبای خورشید را با لذت تماشا کرد، لذت برد و نم اشکی و با خدای خودت گفتگویی.

*یادش بخیر، توی تهران، هرچی هوا کثیف‌تر می‌شد و وارونگی هواش بیشتر، غروبش هم قشنگ‌تر می‌شد ;)

برگ

۵ خرداد ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

barg

Categories: عکس Tags: ,

گنجشک

۴ خرداد ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

gonjeshk

با خودم فکر می‌کردم، اگر این گنجشک می‌دانست این روزها چقدر غرق دنیا شده‌ام، آیا حاضر می‌شد به این غذا لب (نوک) بزند؟ خدایا من را ببخش که حرمت پاکی و بی‌آلایشی لقمه‌ی این پرنده را‌ نگه نداشتم :( .

* این پرنده گنجشک نیست ولی چون اسمش را بلد نبودم، نوشتم گنجشک.

Categories: عکس, کوه Tags: , ,

خاطرات عمر رفته

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

mard1

خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته در سپهر لاجوردی، آتش آهم نشسته

ای خدای بی‌نصیبان طاقتم ده، طاقتم ده قبله‌گاه ما غریبان طاقتم ده، طاقتم ده

شعر از معینی کرمانشاهی عکس: بهار ۱۳۸۸،  قهوه‌خانه‌ی سر چاه حج میرزا، توسط خودم

موج

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

moj3

من موج در بدرم

از دنیا بی‌خبرم

بحر خروشان، منزل من

سیلی توفان، حاصل من

بر لب آید نفسم

چون بر ساحل برسم

سنگ جفا کوبد به سرم

می‌کند از نو در بدرم

من هم سوی دریا ناله‌کنان برگردم

سوی هم دردانم از دل و جان برگردم

بی‌تاب و زار و لرزان برگردم

بی‌تاب و زار و لرزان برگردم

بار دگر غمزده‌‌تر بروم

ز ساحل غم سوی دریا من

می‌‎کُشد و می‌‎کُشد آن

بنگر امید دلم چه کند با من

من طفل توفان شده‌ام

موج سرگردان شده‌ام

آه که بود شب من توفانی

در شب من نبود پایانی

زنده‌‎ام از بی‌آرامی

ترسم که بمیرم چو بیاسایم

جز در دل توفان نبود جایم

من عشق جانفرسا می‌خواهم

دریایی توفان‌زا می‌خواهم

من طفل طوفان شده‌ام

موج سرگردان شده‌ام

شعر: بیژن ترقی خواننده: دلکش عکس : از خودم، جزیره قشم بهار ۱۳۸۸

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳ دیدگاه

شنیدید که می‌گند اومد ابروی طرف را درست کنه، زد چشمش را کور کرد؟ حالا همین شده حسب‌الحال من. ایران که بودم، رفتم یک فیلتر UV خریدم. حالا چرا فیلتر UV خریدم، بماند بعدا می‌گم. ۳-۴ روز پیش پت و مت، استاد و خانمش و هابیل رفتند برنابی مانتین به ارتفاع نسبی منفی ۷۰-۸۰ متر نسبت به خونمون!!!. گفنیم که هرچی باشه پول دادی و فیلتر خریدی، دستکم یکبار امتحانش کن. آقا ما این فیلتر را بستیم و کلی هم عکس گرفتیم و پز دادیم فیلتر UV فلانه و بیساره. ولی چشمتون روز بد نبینه، خونه که اومدم و با دقت نگاه کردم، دیدم ای دل غافل همه‌ی عکس‌ها که ماتند :( . بعله، فیلتر قصه‌ی ما حسابی کثیف بود، یعنی عملا لجن مال بود. فیلتر باز نشد. یکمی زور بیشتر، نه نمی‌شه اااااااا نه غیر ممکنه. علما در زمینه‌ی حل این مشکل می‌گویند که ... نه یک لحظه صبر کنید، اگر اصفهانی هستید و قلبتون هم ضعیفه بی‌خیال خواندن ادامه‌ی این پست بشوید. filter_lense  stuck filterبله عکس بالا دقیقا همون پیشنهاد علماست در این زمینه. البته ۳-۴ تا روش درمانی هست که اگر جواب نداد باید این عمل دردناک را روی لنز انجام داد. دیشب ۲ تا از اون ۳-۴ تا روش را امتحان کردم، اما هیچ کدوم تا حالا افاقه نکرده. امیدوارم که یک جوری بشه این فیلتر از سر لنز جدا کرد وگرنه ... حالا جدا از همه‌ی این‌ها یک چیز دیگر هم که دلم را بیشتر می‌سوزونه، اونم اینکه فردا من و پت و جعفر و هنگامه داریم می‌ریم اینجا من هم نمی‌توانم با دوربین نازنینم عکس بگیرم. ای دنیای بی‌وفا معمولا فیلتر UV دو کاربرد مهم دارد. اول گرفتن تابش UV خورشید و بهتر شدن رنگ آسمان و آن در روزهای آفتابی. و کاربرد فرعی هم این است که این  جور فیلترها به مراتب ارزان‌تر از لنز هستند و به صرفه‌تر است که فیلتر خراش و یا آسیب ببیند تا اینکه لنز. به هر حال این ناشیگری ما باعث شد که هم عکس‌هایمان خراب شوند و هم سلامت لنزمان به خطر بیفتد :(

پارکینگ طبقاتی

۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴ دیدگاه

یک نگاهی به اینجا بیندازید. ایده‌ی بسیار نابی است. من که کفم برید! حالا یا من ندید بدیدام یا این که این ایده‌ی بسیار زیباییه. این جور که من فهمیدم یک چرخ و فلک باحاله برای ماشین‌ها.

smart-parking پارکینگ طبقاتی

Categories: عکس Tags:

آهای دزد

۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

این عکس و متن را از وبلاگ قبلی خودم دزدیدم. بعضی عکس ها و پست‌هاش را خیلی دوست داشتم و دارم 8-) . فکر کنم تک و توک بعضی‎ از آن پست‌ها را دوباره این‌جا پست کنم. به هر حال ببخشید اگر تکراریند و حوصله سربر. چیکار کنیم دیگه چهار دیواری، اختیاری :mrgreen:

روزهای اولی بود که آمده بودیم ونکور. اون موقع از سال شهر بسیار بسیار زیباست ما هم مدام می رفتیم گوشه کنار شهر. اینجا هم پارکی به نام Kitzilano beach هست که پت و مت برای اولین بار و تا این لحظه برای آخرین بار یک فقره دزدی دیدیم  از گلوش پایین نره:wink: ، از جلو یک طفل خردسال این را دزدید:mrgreen

زندگی آپارتمانی

۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

ظاهرا این روحیه آپارتمان نشینی در کلاغ‌ها هم وجود دارد. اون هم در مناطق دور از شهر و شلوغی.

apartment_kalagh_11 زندگی آپارتمانی کلاغ

و نمایی نزدیک‌تر

apartment_kalagh_21 زندگی آپارتمانی کلاغ

مکان: روستای هرچگان از توابع شهرکرد. زمان:  ۲۷ اسفند ۱۳۸۵

Categories: ایران, عکس Tags: