بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘موسیقی’

تو مرانم

۲۲ آذر ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

[audio:http://iampat.keykoja.com/wp-content/uploads/2009/11/to_maranam.mp3]

اگر ز هر در رانده شدم تو مرانم ای خدا

که نام کس دیگر نرود به زبانم ای خدا

اگر ز هر در رانده شدم تو مرانم ای خدا

که نام کس دیگر نرود به زبانم ای خدا

به که دل بسپارم به کجا رو آرم، گرم برانی تو

تو مرا می خوانی، ز دلم آگاهی، غمم تو دانی تو، تو

چه کنم سرو جان را بی تو

چه کنم دو جهان را بی تو

وای از این دل بی هنرم

وای از این شب بی سحرم

خدای من رضای تو رضای من باشد

فنای من برای تو، دعای من باشد

چه کنم سرو جان را بی تو

چه کنم دو جهان را بی تو

وای از این دل بی هنرم

وای از این شب بی سحرم

خدای من رضای تو رضای من باشد

فنای من برای تو، دعای من باشد

گر نامه سیه کردم، صد گونه گنه کردم، رو سوی تو آوردم

بنگر که دل و جان را، این هر دو پشیمان را، تا کوی تو آوردم

تو مرا تنها نگذاری

دل و جانم وا نگذاری

خدا که سوی خود خوانده مرا

چه غم که خلق از خود رانده مرا

شاعر ؟؟  ( جواد لشکری)
با صدای بهرام سارنگ از آلبوم «پنهان در غبار»

Categories: شعر, موسیقی Tags:

خداحافظ MCL

۲۶ مرداد ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

یارب مرا یاری بده تا خوب آزارش کنم

هجرش دهم، زجرش دهم ،خوارش کنم ،زارش کنم ... +

ساعت ۱:۱۱ بامداد است. امشب یکی از آخرین شب‌هایی است که من در این آزمایشگاه کار خواهم کرد. آخرین اسلایدهای جلسه‌ی دفاع را دارم درست می‌کنم. تمام شدن هر اسلاید یعنی یک قدم به سمت پایان کارم در این آزمایشگاه پشت این میز و کامپیوتر و ... . در طول این ۲ سالی که گذشت، به قدری از کار کردن در این آزمایشگاه با ایوان لذت بردم که دلم نمی‌آید اسلایدها را سریع‌تر آماده کنم، یک جوری دلم می‌خواهد خداحافظی را به تعویق بیندازم ... . ولی مثل این که چاره‌ای نیست. پس بگزار یک لیوان قهوه‌ی دیگر آماده کنم، صدای بلندگو را هم تا آخر بالا ببرم و برای بار چندم به این آهنگ گوش کنم

از بوسه های آتشین ، وز خنده های دل نشین

صد شعله در جانش زنم،صد فتنه در کارش کنم

در پیش چشمش ساغری گیرم ز دست دلبری

از رشک آزارش دهم ،از غصه بیمارش کنم

...

ساز

۲۳ مرداد ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

توی چند وقت گذشته، به شکل‌های مختلفی با سازهای جدیدی برخورد کردم.  علاوه بر چند ساز جدیدی که اخیرا استاد شجریان معرفی کردند ++ و گفتگوهای پر حاشیه‌شان،  در چند فرصت‌ دیگر هم توانستم سازهای نو و  جالبی را ببینم. (البته از دید من کم سواد و ندیدبدید)

آخر هفته‌ای که گذشت، من ، مت، هابیل، پریسا و پدر پریسا به یک مراسم مربوط به هندوها رفتیم. حالا احتمالا حدس می‌زنید که می‌خواهم در مورد یک ساز هندی حرف بزنم ولی شرمنده، هرچند که این مراسم مربوط به هندوها و هندی‌ها بود ولی کلی ملت دیگر به احترام خدای هندوها هم آمده بودند و می‌رقصیدند و می‌نواختند. سازی را هم که در این عکس می‌بینید، یکی از سازهایی بود که در این مراسم نواخته شد.

saz_2

در نگاه اول، به نظرم آمد که این ساز یک ورژن ساده شده از سازهای متداول زهی مثل گیتار و یا تار و سه‌تار است ولی وقتی با دقت نگاه کردم متوجه یک تفاوت بسیار اساسی شدم. شما هم نگاه کنید

saz_1

در سازهایی مانند سه‌تار و یا گیتار، نوازنده با جا به جا کردن یک دست بر روی دسته‌ی ساز طول سیم را تغییر می‌دهد و به این ترتیب فرکانس ارتعاش آن را عوض می‌کند. اگر بخواهم دقیق‌تر بگم فرکانس ارتعاش یک سیم کشیده شده از رابطه‌ای شبیه رابطه زیر بدست می‌آید. که T میزان کشش سیم، میو جرم واحد طول سیم و L طول سیم است.

freq

در تمامی سازهایی که من قبلا می‌شناختم، نوازندگان اصولا با تغییر T ساز را کوک می‌کنند و در حین نواختن برای تعیین نت‌ها فقط طول سیم (L)  را تغییر می‌دهند. ولی در این ساز به دو طریق می‌شد مکان نت‌ها را معین کرد. یا با روش سنتی تغییر طول سیم و یا با تغییر فشار دست بر روی دسته‌ی ساز (فکر کنم این دسته همان خرپای دوستان مکانیکی‌مان است) که نهایتا کشش سیم را عوض می‌کرد.

حالا با تمامی این اوصاف، صدای ساز اصلا صدای جالبی نبود، شاید زمانی یکی که از ساختن ساز سر در میاره، بتواند این ساز ساده را پیشرفت بده و مثلا یک کاسه‌ی صدای مناسب‌تر برای آن طراحی بکند

همراه شو عزیز

۲۱ خرداد ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

ویدئو از وبلاگ فروغ

امیدوارم که این پست آخرین پست انتخاباتی من باشد، خیلی خیلی خسته شده‌‎ام و کلی هم کار عقب افتاده دارم که باید همین چند روز جمع و جورشون کنم. خدا به خیر بگذرونه!

جاودانه‌ها

۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

جاودانه‌ها

جاودانه‌ها

احتمالا با مجموعه معروف جاودانه‌ها آشنایی دارید. کاری بسیار ارزشمند و جالبی است. من و مهتاب و استاد رسول و همسرش فهامه، خیلی وقت‌ها در شب نشینی‌هایی که داریم، اشعاری از این مجوعه را انتخاب می‌کنیم، می‌خوانیم و می‌نوازیم ( البته ناگفته نباشد که من نواختن بلد نیستم، و از حنجره‌ی من هم بهترین صدایی که می‌ده صدای در قابلمست). ولی خوب به مقتضیات وضعیت داخلی کشور امکان این که یک سی‌دی صوتی در کنار این اثر منتشر بشود نبوده‌است و خیلی هم بعید می‌دانم که به این زودی‌ها هم مقدور بشود. روی همین حساب به فکر افتادم شروع به جمع‌آوری این آثار بکنم. البته واضح و مبرهن است که من در این ولایت کفر دستم از خیلی جهات کوتاه، و برای همین باید کمی کاستی این کار را بر من خواهید بخشید و صد البته منتظر شنیدن صدای ما هم در این میان باشید