بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘جاودانه‌ها’

وطن

۲ تیر ۱۳۸۸ ۷ دیدگاه

دنیای من پر از غمه

هر چی بگم بازم کمه

حسرت روزای قشنگ

نشسته در دلم همه

.                       ای خدا، ای خدا، ای خدا

ایران برام عزیزه

اشک شوقم می‌ریزه

برای حفظ این خاک

(خون‌های ما ناچیزه)(۲)

.                       ای وطن، ای وطن، ای وطن

دنیای من پر از غمه

هر چی بگم بازم کمه

حسرت روزای قشنگ

نشسته در دلم همه

.                       ای وطن، ای وطن، ای وطن

وطن برات می‌میرم

بی تو تباه و پیرم

نذار وطن فنا شه

(هم وطن دلیرم)(۲)

.                      (ای وطن، ای وطن، ای وطن)(۴)

جاودانه‌ها ۴۶۴-۲

جاودانه‌ها

۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

جاودانه‌ها

جاودانه‌ها

احتمالا با مجموعه معروف جاودانه‌ها آشنایی دارید. کاری بسیار ارزشمند و جالبی است. من و مهتاب و استاد رسول و همسرش فهامه، خیلی وقت‌ها در شب نشینی‌هایی که داریم، اشعاری از این مجوعه را انتخاب می‌کنیم، می‌خوانیم و می‌نوازیم ( البته ناگفته نباشد که من نواختن بلد نیستم، و از حنجره‌ی من هم بهترین صدایی که می‌ده صدای در قابلمست). ولی خوب به مقتضیات وضعیت داخلی کشور امکان این که یک سی‌دی صوتی در کنار این اثر منتشر بشود نبوده‌است و خیلی هم بعید می‌دانم که به این زودی‌ها هم مقدور بشود. روی همین حساب به فکر افتادم شروع به جمع‌آوری این آثار بکنم. البته واضح و مبرهن است که من در این ولایت کفر دستم از خیلی جهات کوتاه، و برای همین باید کمی کاستی این کار را بر من خواهید بخشید و صد البته منتظر شنیدن صدای ما هم در این میان باشید