بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘کوه’

با اینا خستگی مو در می‌کنم*

۲۲ تیر ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

سایپرس cypress نورت ونکور north vancouver

فکرش را بکن یک آدم مثل من چقدر باید اوضاعش خراب بشه! یک هفته است که یک ماشین ۲۰۰۹ صفر کیلومتر زیر پام هست ولی وقت نمی‌کنم که سوار شوم و بزنم به کوه و دشت و صحرا.

هر کسی تجربه‌ اش را داشته باشه می‌دونه که ۲-۳ هفته‌ی آخر نوشتن تز چقدر سخت است، مدام باید یک متن تکراری را بخوانی، اصلاح کنی، و باید باور کنی که دیگر فرصت زایش مطلب جدیدی را نداری. تازه اوضاع وقتی بدتر می‌شود که هر روز باید بروی ۳۰-۴۰ کیلومتر آن طرفت‌تر دنبال خانه بگردی و با سر درد ناشی از شنیدن قیمت‌ها به خانه برگردی.

دیگه فقط با دیدن این عکس‌ها خستگی مو در می‌کنم، اما به خودم قول داده‌ام بعد از دفاع خودم و مت، یک حال اساسی به خودمان بدهیم :)

* عنوان این پست به صورت کاملا الکی از اینجا کپی پست شده

غروب

۶ خرداد ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

ghoroob

یادم آمد اون روزهایی را که می‌شد وقتی که هوای تهران  کثیف و آلوده بود، به توچال پناه برد، غروب زیبای خورشید را با لذت تماشا کرد، لذت برد و نم اشکی و با خدای خودت گفتگویی.

*یادش بخیر، توی تهران، هرچی هوا کثیف‌تر می‌شد و وارونگی هواش بیشتر، غروبش هم قشنگ‌تر می‌شد ;)

گنجشک

۴ خرداد ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

gonjeshk

با خودم فکر می‌کردم، اگر این گنجشک می‌دانست این روزها چقدر غرق دنیا شده‌ام، آیا حاضر می‌شد به این غذا لب (نوک) بزند؟ خدایا من را ببخش که حرمت پاکی و بی‌آلایشی لقمه‌ی این پرنده را‌ نگه نداشتم :( .

* این پرنده گنجشک نیست ولی چون اسمش را بلد نبودم، نوشتم گنجشک.

Categories: عکس, کوه Tags: , ,

پت و مت

۲۹ فروردین ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

pat_o_mat من پت هستم پت مت iampat

گل بود و سبزه بود و سرود پرنده بود
در آفتاب، گرمی شادی دهنده بود
بر آب و خاک، باد بهشتی وزنده بود .....

پس نوشت ۱ : این عکس پت و مت قصه‌ی ماست که توی یک روز آفتابی رفته بودند کوه تا با دوربین تازشون بازی کنند.
پس نوشت ۲ : شعر از گلچین گیلانی

Categories: شعر, عکس, کوه Tags:

آقا بزی

۲۸ فروردین ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

بز سیگار جاده چالوس

آقا بزی یادته چقدر بهت سر می‌زدیم؟ بازم خوبه اون دفعه‌ی آخر که بهت سر زدیم، من این عکس یادگاری را ازت گرفتم وگرنه توی این شلوغی زندگی کاملا فراموشت کرده بودم.

Categories: عکس, کوه Tags:

آفتاب

۲۲ اسفند ۱۳۸۷ ۳ دیدگاه

gheshm_abr_aftab

یادش بخیر، تنها برنامه ای بود که فرصت شد به همراه گروه کوه دانشگاه صنعتی اصفهان بروم. سرمای بدی خورده بودم و چقدر اون آفتاب گرم وسط زمستان بهم چسبید

Categories: عکس, کوه Tags: