بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘ایران’

تاریخ ، معلم انسانهاست!

۲۱ مرداد ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

یوم‌النکبه‌ی ایرانی

۱۲ مرداد ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

به سلامتی، ما ایرانی‌ها هم از امروز دوشنبه دوازدهم مرداد صاحب یوم‌النکبه شدیم.

قایق‌سواری مگس و فارس‌نیوز

۱۰ مرداد ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

کمی از مقالات فارس‌نیور + + را که خواندم ( مخصوصا اعترافات ابطحی در دادگاه + + +)  بلافاصله به یاد این چند بیت مثنوی افتادم، به راستی که وصف‌ الحال برخی اصحاب قدرت این زمانه است.

آن مگس بر برگ کاه و بول خر
همچو کشتیبان همی افراشت سر
گفت :«من دریا و کشتی خوانده‌ام
مدتی در فکر آن می‌مانده‌ام
اینک این دریا و این کشتی و من
مرد کشتیبان و اهل رای زن»
بر سر دریا همی راند او عَمَد (قایق)
می‌نمودش آن قدر بیرون زحد
بود بی‌حد آن چمین نسبت بدو (چمین: شاش، ادرار)
آن نظرکه بیند آن را راست کو؟
عالمش چندان بود کش بینش است
چشم چندین بحر هم چندینش است
صاحب تأویل باطل، چون مگس
و هم او بول خر و تصویر خس
گرمگس، تأویل بگذارد به رای
آن مگس را بخت گرداند هُمای
آن مگس نبود کش این عبرت بود
روح او، نه در خور صورت بود

اگر دیدگاه من را قبول ندارید، این خبر را هم بخوانید، بلاخره توهم و فتوشاپ هم آدم را به بد روزی می‌اندازند.

گوگل مپ و ایران

۴ تیر ۱۳۸۸ ۵ دیدگاه

آقا من امروز رسما کفم برید. ظاهرا اتفاقاتی افتاده و خیلی از کمپانی‌ها که در گیر بحث تحریم کاربرهای ایرانی خود بودند، به صورت ناگهانی تصمیم گرفته‌اند که سطح خدمات خودشان را به کاربران ایرانی بالا ببرند. امروز فهمیدم که  google-map بالاخره  پس از مدتها نقشه شهرهای ایران را به صورت بسیار کاملی در اختیار کاربرانش قرار می‌دهد(مثلا اینجا نقشه خیلی خوبی از دانشگاه شریف را می‌بنید). چند روز قبل هم دیده  بودیم که facebook، friendfeed و googel-translate هم خدماتی را برای کابران ایران خود فراهم کرده بودند.
مثلا نقشه‌ تهران

View Larger Map

و یا نقشه‌ی اصفهان

View Larger Map
هر چند حوادث غمناک این روزها هیچوقت از خاطر من نمی‌رود، ولی خوشحالم که بالاخره دنیا شنید و دید که ما مردم ایران مردمی تروریست و عقب افتاده نیستیم بلکه آرمان‌های والایی داریم. در این میان هم حداقل یک سری از کمپانی‌ها محدودیت‌های احمقانه‌ی خودشان را از روی مردم ایران برداشتند. به امید روزهای زیباتر

آرامش

۱ تیر ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

۱- ظاهرا همه جا آرام و ساکت شده؟ یعنی همه‌ی خون‌ها دوباره حرام شد؟ یا این یک آرامش قبل از طوفانه؟

۲- از اونجایی خودم دور از آتش نشسته‌ام، اصلا دوست ندارم کسی را تشویق به کاری بکنم، و یا از کاری منع کنم.

۳-کی گفته اینترنت توی ایران مشکل داره؟ این روزها به برکت گوگل کلی ترافیک این وبلاگ زپرتی هم بالا رفته. از IPهای ایرانی، ملت دارند قر و قر در مورد احمدی‌نژاد و یا موسوی جستجو می‌کنند و سرعت اینترنتشان اینقدر خوب است که تا صفحه ۲۰-۳۰ جستجوی گوگل را می‌آیند تا به این وبلاگ متروکه برسند* و بعضا چند تا کامت چارواداری هم نصیب ما می‌کنند، ما هم با وجود این‌که کامنت دوست داریم، ولی از ترس مسدود شدن را وبلاگمان در ایران، کامنت‌های مزین به کلمات خاص را به جفنگ‌خانه‌ی وبلاگ هدایت می‌کنیم.

*دوست گرامی‌مان فرمودند: هی بی‌سواد! همه‌ی آن‌ها آدم نیستند، بعضا روبوت هستند. جل الخالق، روبوت وبگرد؟!؟! یحتمل مهندسی که آن روبوت را ساخته در دوران دانشجویی مثل ما بسیار وبگردی می‌کرده که روبوتش این طوری از آب  در اومده، شاید هم ۱۶ ساله بوده

مسوولیت

۳۰ خرداد ۱۳۸۸ ۸ دیدگاه

تا خورشید داستان به شهادت رسیدن عمار را نقل می‌کند:

... شهادت عمار بقدری وضع سپاه دشمن را متزلزل کرد که عمروعاص مجبور شد برای خنثی کردن آثار آن، دست به نیرنگ و دروغ پردازی زند. از این رو اعلام کرد: «قاتل عمار ما نیستیم؛ بلکه قاتل او علی است که او را به جبهه و جنگ کشانده است.» ...

همین جوری یاد سخنان رهبر در نماز جمعه افتادم، که مسوولیت آسیب دیدگان این روزها را به گردن خود معترضین انداختند. احترام ایشان بر من واجب است ولی حس خوبی هم به من دست نمی‌دهد وقتی که می‌بینم ادبیات ایشان به ادبیات معاویه شبیه شده است.

کمی هم عاقلانه

۲۹ خرداد ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

۱- توی این لحظات دارم به سخنان رهبر گوش می‌دهم، فکر کنم برای بار اول باشد که ایشان دارند به وضوح موضوع خودشان را بیان می‌کنند.

۲-ا گر حوصله‌ی وراجی‌های من را ندارید و به دنبال یک نوشته‌ی عاقلانه هستید برید این پست جناب نوح را بخوانید که می‌گوید

من به طرز سگی پایه شده‌ام که دلایل مسخره‌ای که برای تقلب در انتخابات آورده می‌شود و بیشتر هوچیگری‌ست و نه استدلال، بشناسم و به دلایل اصلی‌تر قضیه برسم ....

من که بسی لذت بردم.

۳- و اما بیایم سراغ وراجی خودمان.

آقا، خانم من هم اعتقاد دارم که این انتخابات نه یک کم بلکه خیلی هم بو می‌دهد، اون از اون بوهای بد، تو مایه‌ی بوی راسو. اما توی این چند روزه، دیگه خفه شدم از بس توی facebook و این طرف و اون طرف حرف‌های صد تا یه غاز در مورد تقلب شنیدم و خسته شدم ایراد گرفتن و به تبعش از برخی افراد فحش شنیدن. استدلال خیلی از افراد این است که «بگذارید مردم را عصبانی کنیم تا حال این ...ها را بگیرند» و یا می‌گویند که «مردم در این ایام نیاز به شور و هیجان دارند» و خلاصه از این جور حرف‌ها. یاد گفتگوی سایتتوس و سقراط افتادم، و گفتم یکی دو جمله اظهار فضل کنم.

اگر مقالات افلاطون را خوانده باشید، با سبک مناظره و بحث کردن سقراط آشنا هستید. یکی از مشخصه‌های منحصر به فرد سقراط این است که اگر سقراط با آقای x که طرفدار y(سایتتوس طرفدار اعتقادات سوفیستی پروتاگوراس) بود وارد بحث می‌شد، و می‌خواست به او نشان دهد که y درست نیست، در ابتدا از x در مورد y می‌پرسید. در اکثر موارد خیلی سریع مشخص می‌شود که x واقعا نمی‌داند y چیست. در چنین لحظاتی سقراط به جای اینکه از این بی دانشی رقیب استفاده کند و دودمان اعتقادات طرفش را برباد دهد، ابتدا سعی می‌کند دانش جناب x را در خصوص y به سطح قابل قبولی برساند و بعد حملات سنگین ولی نامحسوس خودش را به y آغاز می‌کرد تا داستان را به پایان برساند.

توی همین مقاله سقراط دلیل این مدل حمله‌ی خاص خودش را بیان می‌کند. سقراط اگر به دنبال شکست یک فرد خاص در یک زمان خاص بود بهتر آن بود که از جهل x ابزاری برای تاختن به y می‌ساخت. ولی سقراط خودش می‌گوید که به دنبال شکست x و یا y نیست، بلکه به دنبال نمایان کردن حقیقتی است که هرگز غبار زمان بر آن ننشیند. و نامجویانی که در آینده می‌آیند نتوانند با خدشه وارد کردن برآن برای خود نامی بجویند. به کلام دیگر سقراط به دنبال جاودانگی بود و می‌دانست که شیرینی پیروزی لحظه‌ای، تلخی تمسخر جویندگان نام را نیز خواهد داشت.

آره داداش احمدی‌نژاد و تیمش آنقدر جای نقد درست و حسابی دارند که نیاز به بیان نامه‌ی جعلی و یا فلان استدلال آبکی نیست. که پس‌فردا با پوزخند مسخرت کنند و  مردم دنبالت را سرخورد و افسرده.

آقای حداد عادل

۲۷ خرداد ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

اول از همه خدا را شکر که این صدا و سیمای محترم بالاخره فهمید که ظاهرا یک کمی خس و خاشاک توی کشور هستند که کمی به نتایج انتخابات اعتراض دارند! و خدا را شکر که در یک لحظه احساس کردند، شبکه یک و شبکه دو باید هم زمان در مورد نتایج انتخابات و اعتراضات پشتش کمی حرف بزنند.

اما آقای حداد عادلی که داری در شبکه دو حرف می‌زنی، ما ز یاران چشم یاری داشتیم. تو روزی روزگاری مایه‌ی فخر فرهنگ این کشور بودی.

دلم کباب شد وقتی این‌طور بچه‌گانه  داشتی در  داری در مورد BBC حرف می‌زدی، تو که داشتی از کودتای ۲۸ مرداد حرف می‌زدی من یاد انقلاب ۵۷ افتادم که اگر BBC نبود، معلوم نبود که چه طور مردم از پیام‌های امام خبر دار می‌شدند؟

داشتی از خبر رسانی BBC شکایت می‌کردی، گفتم من از کی شکایت کنم وقتی دوستان تو تمام راهای خبری به قول خودت ۱۲-۱۳ میلیون آدم را توی ایران مسدود کرده‌اند، اما اون جایی که گفتی

آشنایان ره عشق گرم خون بخورند              ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم

با خودم گفتم یا حضرت حافظ آشنا کیه؟ بیگانه کیه؟ بخدا این روزها، نمی‌دونم کی آشناست و کی بیگانه. کسی که من را تا حالا بزغاله می‌نامید و از دیروز خس و خاشاک می‌نامد مطمئنا آشنای من نیست ...

خشونت

۲۶ خرداد ۱۳۸۸ ۷ دیدگاه

احمدی نژاد متقلب، خس و خاشاک، خشونت بس است

خس و خاشاک

۲۵ خرداد ۱۳۸۸ بدون دیدگاه
آن خس و خاشاک تویی پست تر از خاک تویی
شور منم نور منم               عاشق رنجور منم
زور تویی کور تویی          هاله ی بی نور تویی
دلیر بی باک منم                مالک این خاک منم