خنده
۲۸ بهمن ۱۳۸۸
۳ دیدگاه
بر خلاف اعتقادم به مفید بودن یار کشیهای خیابانی در طولانی مدت، به این دفعه امید دارم. امید از باب زنده ماندن روح آزادی خواهی مردمم است. مردمم حریف خشنی دارند که شاید فقط شاید اگر توی یک یار کشی حسابی کم بیاره، بشود باهاش ۲ کلمه حرف حساب زد.
مدتی بود که حجب و حیا مانع از اعتراف این حقیر میشد. ولی بالاخره باید گفت، مدتیست که دچار یبوست مزمن در امر نوشتن شدهام. مدتیست که هیچ ایدهای به ذهنم نمیرسد و توانایی دور کردن رخوت و تنبلی در نوشتن را هم از دست دادهام.
خلاصهی امر، حسب الحالی نوشتم، بلکه دوستان مستجاب الدعوه مرحمتی بفرمایند.