بایگانی

بایگانی سپتامبر

پایان

۸ مهر ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

زیاد شده که افراد وقتی که وارد یک رابطه می‌شوند، پس از مدتی می‌بینند که شریک و طرف مقابل‌شان توی رابطه زیاد قابل اعتماد نیست و هیچ چیز و هیچ کسی جز خودش اهمیت نداره. اگر توی یک رابطه به اینجا رسیدی و رابطه را اینقدر کش دادی که طرف بهت خیانت کرد. بدون که از خریت خودت بوده که گذاشتی که طرف بهت خیانت کنه. پس هر چه زودتر به خودت و طرف مقابلت لطف کن و این رابطه‌ی لعنتی را تمام کن. در ضمن نوع رابطه هم اصلا مهم نیست، می‌تونه کاری باشه، تجاری باشه، عشقی باشه و یا حتی زناشویی باشه، تنها چیز مهم تمام کردن رابطه‌است

Categories: روزمره Tags:

خالی‌بند

۴ مهر ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

فرض کنید یکی اومده و داره از دارایی‌ها و ثروت بی‌حد و اندازه خانوادش برای شما تعریف می‎کند و به قدری خوب حرف می‌زند که اصلا به ذهنت هم خطور نمی‌کند طرف داره خالی‌بندی می‌کنه و یا پز می‌دد. داری حسابی حسرت زندگی و امکاناتشون را می‌خوری که یک مرتبه طرف نمونه‌ای از ثروتشون را برات مثال می‌زنه و می‌گه که ماشینمون توی ایران پراید بود. حالا خداییش چه حسی بهت دست می‌ده؟ بیشتر از دست سادگی خودت عصبانی می‌شدی که داشتی خزعبلات طرف را تا ۵ دقیقه‌ی پیش باور کردی و یا طرف تحسین می‌کردی که اینقدر زبان باز بوده؟

شایان ذکر است یکی از گونه‌های فوق‌الذکر برای چند مدتی در دانشگاه ما مشاهده می‌شد و هم اکنون جمعی از افراد ساده‌ی روحیه باخته درجهت عرض ارادت  در جستجوی وی می‌باشند.

Categories: روزمره Tags:

یک پله ترقی

۳ مهر ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

این چند روزه اصلا دل و دماغ نوشتن ندارم، چند تا اتفاق افتاده که کلی از انرژی‌ام کم کرده ولی امیدوارم در یکی دو هفته‌ی آینده اوضاع خوب خوب بشود :)

اما از این حرف‌‎ها که بگذریم، اون آقایی بود که گفتنم شروع کرده مثل معاویه حرف بزنه، یادتو هست+؟ اخیرا با یک پله ترقی داره جا پای جناب یزید می‌گذاره++ حالا باید دید که گام بعدی این آقا چیه؟

حمله‌ی بوووووووووووووووووووووغ به ایران

۳۱ شهریور ۱۳۸۸ ۳ دیدگاه

امروز خبری با عنوان «حذف پادشاهان از کتب تاریخ مدارس ایران» را در بی‌بی‌سی خواندم. تا اینجا که می‌دانم خواندن تاریخ، برای من و بسیاری از اطرافیانم یکی از آزار دهنده‌ترین کارها بوده‌است*، و همیشه آرزو داشته‌ایم که ایکاش روزی این کتاب‌های تاریخ را عوض کنند و به جای آن همه مطالب حفظی، کمی هم چاشنی تحلیل وعلت شناسی را به کتاب‌های ما اضافه می‌کردند. اما این بار هم به نظر می‌رسد که این تغییر زیاد بر وفق مراد ما نمی‌باشد. جایی از خبر نوشته شده که:

بر همین اساس پادشاهان و جنگجویانی مثل چنگیز خان و سلطان محمد شاه حذف و به جای آنها به چهره های تمدن سازی مانند خواجه نصیر الدین طوسی، زکریای رازی و ابوعلی سینا پرداخته می شود.

دیدن جملاتی یک علامت خطر بسیار جدی می‌باشد و باید خیلی خوش شانش باشیم که اصحاب این گونه  تفکرات دستشان به کتب درسی و خصوصا کتب علوم انسانی نرسد و یا اگر هم که رسید حوصله‌ی تغییر دادن آن را نداشته‌ باشند. تاریخ مجوعه‌ایست از تمامی حوادث و انسان‌های یک بازه‌ی زمانی و مکانی. حالا کتاب‌های ما به اندازه‌کافی لنگ و لوک و شفته هست که اگر بخواهیم باز هم ازش بزنیم دیگر باید کلا قید درس تاریخ را زد و رفت ...

پس نوشت: اما یک چیز جالب، چنگیزخان فکر می‌کرده که خدا به او دستور داده که لشکرکشی کند +، خود این مساله و ده‌ها مورد مشابه می‌توانند به تنهایی موضوع یک درس جدید در دبیرستان‌های ما بشونند، قبول ندارید؟

* البته حالا که ذغال خوب در دسترس است، از خواند کتاب تاریخی بدمان که نمی‌آید، هدیه‌ی تولد هم کتاب تاریخی می‌گیریم :) .

Categories: روزمره Tags:

آرسنو موتون

۳۰ شهریور ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

امروز دوباره از این ای‌میل‌های افشاگری و تجاوز و کهریزک و این‌جور چیزها برایم آمد. خیلی به ندرت پیش می‌آید که چنین ای‌میل‌‎هایی را باز کنم، چه برسد به اینکه بخوانشان.  ولی امروز حوصله‌ام بد جوری سر رفته بود و از درد ناچاری ای‌میل را باز کردم. آقا ۲ خط از ای‌میل را نخوانده‌بودم که با کلمه‌ی عجیب و غریب «آرسنو موتون» برخورد کردم. آقا ما بی‌سوادیم توی این وبلاگ هم هزار بار فریاد زدم که بی‌سوادم!! اما از آنجایی که خدا برای بی‌سوادی درمان‌های زیادی آفریده از جمله گوگل، رفتم و به دنبال کلمه‌ی «آرسنو موتون» گشتم، گوگل ۱۹۹ تا نتیجه بر گرداند که با به جز ۲ تا بقیه کپی- پیست مطلب اصلی بودند. از آن ۲ تا هم که یکی به صورت بدیهی کسی است که همه دارند از روی آن کپی-پیست می‌کنند و یکی هم که مثلا برداشته خبر را تفسیر کرده. ولی برای من همچنان معلوم نشد که این کلمه‌ی «آرسنو موتون» یعنی چه؟!

حالا بگذریم که ما معنی این کلمه را یاد نگرفنیم، حداقل فهمیدیم که تقربا ۹۹% وب فارسی (البته از نوعی که تحت لوای سایت‌هایی مثل بالاترین و فیس‌بوک شکل گرفته‌است) بر مبنای کپی-پیست اخبار آبدوخیاری‌ای است که حتی کپی‌گران محترمش معنی کلماتی را که کپی می‌کنند، نمی‌دانند. نیم درصد تفسیر کننده‌ هم که هیچوقت نمی‌گویند خبرها را از کجا می‌آورند. نیم‌‌درصد مولد هم گاها غلطهای املایی در متونشان دارند، که عمرا بتوانی بفهمی اصل کلمه چه بوده‌است!

حکم شرعی

۲۴ شهریور ۱۳۸۸ ۳ دیدگاه

آقا کسی اینجا هست که بدونه حکم شرعی خریت کسی که در معامله با یک فرد کلاهبردار، کلاهش برداشته شده چیست؟ لازم به ذکر است که نامبرده نسبت به کلاهبردار بودن کلاهبردار کاملا واقف بوده ولی فکر می‌کرده خیلی زنگه ;)

Categories: روزمره, پتانه Tags:

هنر

۲۴ شهریور ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

در این که من آدم بی‌سوادی در زمینه‌ی ادبیات هستم، حرفی نیست.  ولی امروز دیگه از بی‌سوادی خودم خیلی بد جور لجم گرفت. امروز در حین خواندن «شهریار» ترجمه داریوش آشوری (+ و +) متوجه شدم که تا به حال، معنای دقیق کلمه‌ی «هنر» در زبان فارسی را نمی‌دانستم. داریوش آشوری در مقدمه‌ای که بر مفهوم هنر در ابتدای کتاب شهریار نوشته، این طور بیان می‌کند:

«هنر» از ریشه‌ی اوستایی hunara به معنای عظمت، استعداد و قابلیت است.* در زبان پهلوی hunara به معنای فضیلت (virtue)، توانایی (ability)، و مهارت (skill) است.**

هنر و به طبعش هنرمند در این معانی به کرات در شاهنامه و بسیاری دیگر از متون قدیمی ایران آمده‌اند به عنوان مثال در شاهنامه آمده‌است که:

هنر باید و گوهر نامدار،
خرد یار و فرهنگش آموزگار.

چو این چار گوهر به جای آورد،
به مردی جهان زیر پای آورد.

یا

چنین گفت با او یل اسفندیار
که «تخمی که هرگز نروید مکار!

تو فردا بینی ز مردمان هنر،
چو من تاختن را ببندم کمر.»

و یا معروف‌تر از همه

هنر نزد ایرانیان است و بس
ندارند شیر ژیان را به کس****

و یا امام محمد غزالی*** در نصیحة الملوک می‌نویسد

نبینی که چون از شهری صفت کنند که آباد است و مردم آن شهر آسوده و راحت از پادشاه خویش بی‌رنج، بدان که از هنر ونیکو نیِّتیِ پادشاه است نه از رعیت

خلاصه‌ی همه‌ی این حرف‌ها این که دلم خیلی سوخت که ای قدر در بحث زبان ضعیف هستم، باید فکری بکنم

* حاشیه‌ی محمد معین بر برهان قاطع
** D. N. Mackenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, Oxford University Press, 1971
*** احتمالا در چند وقت آینده پستی خواهم نوشت در خصوص آرا و تفکرات امام محد غزالی و ربط آن‌ها با شرایط امروز کشور، که احتمالا خواندن آن خالی از لطف نخواهد بود.
**** من این شعر را بلد نبودم. ممنون از سوفیا  و کامنتش

خستگی

۲۳ شهریور ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

میدونی، وقتی یک کاری داری که باید ۶ ماه پیش تموم می‌شد ولی نمی‌دونی که چرا هیچوقت تموم نشد و حالا هم شده آینه‌‌ی دقّ! و از جلوی روت هم کنار نمی‌ره، فقط احساس خستگی می‌کنی، دوای دردت هم فقط جام یک منی شرابه. ولی آخه با کدوم زور، تو که دیگه زوری نداری که جام یک منی را بلند کنی ...

Categories: روزمره Tags:

بهینه‌سازی سرعت اجرای برنامه‌ها در Matlab -قسمت اول

۲۲ شهریور ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

خوب در قسمت قبلی، خیلی وارد خود بحث بهینه‌سازی نشدم و بیشتر به مقدمه و حاشیه‌ی کار پرداختم.  ولی امروز می‌خواهم کم کمک وارد بحث اصلی بشوم.

یک نکته‌ای که دفعه‌ی قبلی بیان آن فراموش شد، این بود که وقتی می‌گوییم «بهینه‌سازی»، منظورمان بهینه‌سازی الگوریتم نیست. بلکه من فرض کرده‌ام شما به دلیلی یک الگوریتم خاص را انتخاب کرده‌اید و حالا فقط تمایل دارید که آن را  به سریع‌ترین شکل ممکن پیاده‌سازی کنید. و یا اینکه یک تکه کد کند دارید و می‌خواهید سرعت اجرای آن را بهتر کنید.

موارد ۱ و ۲ را که در پست قبلی نوشته بودم. پس حالا می‌رویم سراغ مورد سوم:

۳- مشخص کردن گلوگاه‌های برنامه را می‌توان به عنوان گام بعدی برای هر گونه بهینه‌سازی بیان کرد. زیرا معمولا در هر برنامه یک یا چند نقطه‌ی گلوگاهی وجود دارد که باعث می‌شوند بهینه‌سازی سایر نقاط تاثیر چندانی بر عملکرد برنامه نداشته باشند.  به عنوان مثال، تصور کنید که برنامه‌ی شما ۲  تابع داشته باشد. که یکی ۹۸% زمان اجرا را به خود اختصاص بدهد و دیگری فقط ۲%. اگر شما حدس بزنید که با یک ساعت کلنجار رفتن با کد تابع اول می‌توانید آن را ۲ برابر سریع‌تر کنید و یا با صرف همین زمان بر روی تابع دوم  می‌توانید آن را ۲۰ برابر سریع‌تر کنید، ترجیح می‌دهید بر روی بهینه‌سازی کدام تابع کار کنید؟ ( بهینه‌سازی تابع اول زمان کلی را تفریبا نصف می‌کند ولی بهینه‌سازی تابع دوم تقریبا تاثیری روی زمان اجرای برنامه ندارد). وقتی شما یک تکه کد نوشته شده و آماده دارید دستور profiler در matlab می‌‌تواند بسیار کارگشا باشد. روش کار هم بسیار ساده است.

ابتدا در خط دستور بنویسید

>>profiler on
>>profiler clear

سپس برنامه‌ی خودتان را اجرا کنید و پس از اجرای آن بنویسید

>>profiler view

با اجرای این خط دستور، profiler سهم هر قسمت از برنامه  را از کل زمان مصرف شده  نشان می‌دهد و به راحتی می‌توان نقاط گلوگاهی برنامه را مشخص می‌کرد.

حالا که گلوگاه مشخص شد، باید دید چگونه می‌توان آن را بر طرف کرد.

۳- شاید ساده‌ترین و اولین گامی که باید در راستای تسریع برنامه‎‌های matlab برداشت، تخصیص حافظه به آرایه‌ها و ماتریس‌ها قبل از شروع محاسبات باشد که اصطلاحا preallocation نامیده می‌شود. در matlab این امکان وجود دارد که در حین اجرای برنامه، سایز آرایه‌ها و ماتریس‌ها آن را تغییر داد. ولی از آنجایی که این عمل خیلی بهینه نمی‌باشد و تغییر اندازه آرایه‌ها به صورت پویا و در حین اجرای برنامه  بسیار کند انجام می‌شود، انجام مکرر آن به راحتی می‌تواند تبدیل به گلوگاه اجرای برنامه شود.

۴- یکی از توانمندی‌های مهم matlab انجام محاسبات برداری و ماتریسی با سرعت و بازده بالا می‌باشد و بر خلاف این گونه محاسبات، اجرای حلقه‌ها (مانند for و یا while) و دسترسی به خانه‌های یک آرایه از طریق اندیس‌ به شدت کند و غیر بهینه می‌باشد. به همین دلیل با حذف دسترسی با اندیس به المان‌های آرایه‌ها و ماتریس‌ها و همچنین حذف حلقه‌ها و به جای آن‌ها پیاده سازی الگوریتم به کمک عملیات برداری می‌توان سرعت اجرا به مقدار قابل توجهی افزایش داد.

بسیاری از محاسبات برنامه را به راحتی می‌توان به صورت برداری و ماتریسی نوشت ولی برای تبدیل عده‌ای دیگر نیاز به لم‌ها و تکنیک‌هایی است که در قسمت بعدی این پست به تعدادی از آن‌ها اشاره خواهم کرد.

*قسمت بعدی احتمالا قسمت آخر این مجموعه می‌باشد.

دختر رز

۲۰ شهریور ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

امشب، پی جام یک منی خواهم کرد
خود را به دو جام می غنی خواهم کرد

اول سه طلاق عقل و دین خواهم گرفت
سپس دختر رز را به زنی خواهم گرفت

Categories: شعر Tags: