بایگانی

بایگانی دسامبر

سر درد

۲۵ آذر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

اول قرار بود بروم ماکروسافت، بعد یک آفر هم از گوگل آمد، خوشحال شدم  و از خوشحالی داشتم می‌ترکیدم. گفتم ۳ ماه اونجا و ۳ ماه هم اینجا. ۶ ماه می‌ریم هم فال و هم تماشا. خوب کارها خراب شد فعلا، مت بیچاره که کلی ذوق ۶ ماه سفر را کرده بود و من هم که کلا توی آسمان‌ها بودم. خوب امروز صبح ساعت ۷:۲۴ خبر رسید که از آسمان به زمین برگردم. خوب این هم از عوارض صبح زود بیدار شدنه دیگه! خبرهای بد را زود می‌شنوی.
خوب، حالا اوضاع خیلی هم بد نیست. یکی از این دو جا را باید بروم. تمام تلاشم برای رفتن به هر دو به نتیجه نرسید. مت که حسابی پکر شد از شنیدن خبر. بیچاره اون هم امروز زود بیدار شده بود :( من هم سرم درد می‌کنه و نمی‌توانم کار کنم،‌ نمی‌دانم به کدام یکی زنگ بزنم و بگم شرمنده نمی‌توانم بیام. ناراحت اون‌ها نیستم، ناراحت پت و مت هستم که فعلا باید از آسمان پایین بیایند و کمی روی زمین راه بروند.

Categories: روزمره Tags:

Armadillo

۲۳ آذر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

از یک مدت پیش شروع کردم به خارج کردن کدهام از Matlab. برای خیلی از کارهای اسکریپتی، پایتون گزینه‌ی خیلی خوبی بود. اما خوب وقتی بحث کارهای محاسباتی و حجم بالای داده می‌رسه، C++/C گزینه‌ی بسیار جذاب‌تری می‌شود. یکی از انگیزه‌های اصلی من در استفاده از  Matlab پیاده‌سازی و استفاده‌ی خوب و موثر از کتابخانه‌های توابع BLAS/LAPACK بوده. چون بدون آن‌ها نوشتن کدها سریع تقریبا غیر ممکن است.

armadillo_logo

 

اما مشکل اصلی من چی بود؟ کتابخانه‌های BLAS/LAPACK فقط رابط برنامه‌نوسی با زبان C دارند و برای همین خیلی خوش‌دست نیستند (سرعت در مقابل راحتی). چند باری سعی کرده بودن از رابط‌هایی که برای کار با ++C طراحی شده‌اند استفاده کنم، اما همچنان یا کار کردن باهاشون راحت نبود و یا سرعت محاسبات را به شدت کاهش می‌دادند. اخیرا کتابخانه‌ی Armadillo را پیدا کرده‌ام و با چند بار استفاده‌ به این نتیجه رسیده‌ام که گزینه‌ی خیلی خوبیه! هم راحت است و هم سریع.

کسی نظری نداره؟ کسی از کتابخانه‌ی مشابهی استفاده کرده که راضی باشه؟ یا کسی مشکلی در استفاده از Armadillo دیده؟

نامه

۹ آذر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

بالاخره نامه‌رسان نامه‌ی ما را رساند :)

با امضای کاغذی که داخل آن بود رسما سفر ۶ ماهه‌ی پت و مت استارت خود.

 

Categories: روزمره, شخصی Tags:

آخرین سپیده‌دم

۹ آذر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

مبارزه رمزآلودترین کار دنیاست. شاید هم مبارزه خود دنیایست سرتاسر راز و رمز.

نمی‌دانم چه رازی هست در مبارزه. مبارز روزها و سال‌ها مبارزه می‌کند در انتظار آن لحظه که در یک قدمی هدف‌اش قرار گیرد و ... .

بارها و بارها جنگیده‌است و بارها طعم شکست را چشیده‌. گوی این بار زمانی‌ست که تمام پیشگویان پیروزی مبارز ما را در آن پیش‌بینی کرده‌اند.

ناگهان پا پس می‌کشد! دستانش می‌لرزند و سلاح را بر زمین می‌گذارد!

شاید به شکست خو کرده‌ و حتی فکر یک حادثه جدید او بیش از زخم شمشیر می‌ترساند.

شاید نمی‌داند فردا صبح پس از به پایان رسیدن این نبرد طولانی دنیا به چه رنگ و بویی در خواهد آمد. شاید ایمانش به رویایش، ایمانش به تمام پیشگویی‌ها سست شده‌.

هر چه باشد نمی‌دانم چیست که او را در این سپیده‌دم، این چنین مضطرب کرده و لرزه بر اندامش انداخته؟

Categories: داستان, پتانه Tags:

Latex در وردپرس

۸ آذر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

یک، دو، سه امتحان می‌کنیم

L\left(X,D\right)=\min_{\alpha, D} \frac{1}{n}\sum_{i=1}^n l\left(x_i,D\right)

سایت MathJax زحمت کشیده و از کلی وقت پیش یک کتابخانه‌ی متن باز برای قرار دادن روابط latex درست کرده که می‌شود، در هر صفحه‌ی وبی از آن استفاده کرد. اصولا نیازی هم به افزونه‌ی وردپرسی هم برای آن نیست (شخصا امتحان کردم). اما استفاده از یک افزونه مثل این کار را راحت‌تر می‌کند

* پس‌نوشت: نمی‌دانم،‌ اشکال کارم چیه. وقتی مستقیما از MathJax استفاده می‌کنم، گوگل ریدر فرمول را درست نمایش نمی‌دهد. اما با استفاده از افزونه‌ی بالا در گوگل ریدر هم می‌توانم فرمول‌ها را ببینم.

 

 

Categories: LaTex, وردپرسانه Tags:

ابر ارجاع در لِیتِک

۲ آذر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

امروز یادگرفتم که چطور می‌شود در متن latex ابر ارجاع (hyper refrence) اضافه کرد.

\usepackage[pdftitle={Nonnegative},colorlinks=false]{hyperref}

اگر اهل مقاله‌نویسی و کار با latex هستید, استفاده از hyperref می‌تواند مقالات شما زیباتر و خواناتر بکند. امتحان کنید :)

Categories: LaTex, آکادمیا Tags: