مسوولیت
حدود یک سال پیش آقای خامنهای توی آن نماز جمعه معروفش، از ادبیاتی استفاده کرد که شباهت بسیاری به ادبیات معاویه بعد کشته شدن عمار یاسر در جنگ صفین داشت+. حالا هم که چشم أقایان روشن، اسراییل هم که ادبیات آقایان استفاده میکند و حماس را مسوول گندکاریهای خودش میداند!
سلام.. آمده بودم برای دردانه خوانی... که دیدم بحث سیاسی ست تا عیدانه...
دوس دارم برای تک تک کلمه هاتان یک چیزی بگویم... (بعضی هاش آمیخته با عصبانیت... بعضی ها هم از سر دلسوزی) ولی چه کنم که میلاد خانوم است و عید مبارک...
فقط همین چند جمله.._محض اینکه یه کم ذهن و دلم آرام شود_:
اگر آنها(که شما عمار علی میخوانیدشان) در فتنه ی اخیر زیر گوش خودمان در همین تهران و درطول ۶ ماه تا تقی به توقی میخورد آرامش را مختل میکرند... برای علی زمانشان_همان جناب موسوی_ عمار بودند که اینجوری به مرور زمان از تعدادشان کم نمیشد...!! علی شان معاویه نمیشد که...!!
_اگر شما آنچه که گذشت رو از زبان راویان خارجی شنیدید یا نه اصلا همین جام جم خودمان... ما در بطن قضیه بودیم و شاهد و ناظر و هنوز نفهمیدیم که چه بلایی سرمان آمده...._
اصلا نه...! مگر خود همین جناب علی زمان_موسوی مرحوم!!_ کوس ولایت پذیری را نمیزد و نمیزند...؟!
پس چرا کاری کرد که جان علی زمانمان_ امام خامنه ای مان_ در همان نماز جمعه بشود جان ناقص؟!
من که هر چه قدر با خودم دو دو تا چهار تا کردم تا بین این دو جمله ی به قول شما شبیه! رابطه برقرار کنم نتوانستم... چرا که نه علی ش(موسوی مرحوم) علی ست... نه عمارش(جان نساران فتنه گر!)... عمار...
حالا باید برویم(هم من.. هم شمای نوعی) بفهممیم که چه شد و چه کردیم که آقا گفت... عین عمار؟! چرا آقا عمار ندارد؟!
قبول کردن یا نکردن هر آنچه که گفتم.. و هر آنچه که گلویم را میفشارد... بسته این است که ولایت پذیری امام خامنه ای توسط شما مطلق باشد نه نسبی...
------------------------------------------------
عیدتون هزار بار شاد باش...
اگر قسمت بود...می آیم برای دردانه خوانی...
سلام آقای پت بعد از چندین ماه دوباره اومدم اینجا خوش حالم که هنوز هستید. چرا دیگه به ما سر نمی زنید؟
حامد خان شما مرحمت دارید. بنده هم سر میزنم ولی آهسته میآیم و آهسته میروم. البته چند روز گذشته عزیز نازنینی کی ناخوش بود و من هم چند شبی را در کنار آن دوست در بیمارستان گذراند و این هم مزید بر علت کم کاری کم بود.
حباب عزیز شرمنده از خلف وعده. عزیز نازنینی در این چند روز بیمار بود و فکر من هم کمی مشغول.