خانه > داستان, روزمره, وبگردی > فضله‌ی موش

فضله‌ی موش

بعد از پایان تحصیلاتش برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت می‌کرد. تا اینکه زنی برای پرسش مساله‌ای که برایش پیش آمده‌بود پیش وی می‌رود. از وی می‌پرسد که «فضله‌ی موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاش‌ام بود، افتاده است، آیا روغن نجس است؟» مرد با وجود اینکه می‌دانست روغن نجس است، ولی اینرا هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور،روغن دیگر مشکلی ندارد.بعد از این اتفاق بود که مرد علی‌رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام به طرد وی از خانواده نیز منجر شد.

اگر گفتید این مرد کی بوده؟ وفتی این سطرها را در زندگی‌نامه‌ی حسین پناهی می‌خواندم، بد جوری جا خوردم. تازه فهمیدم چرا این‌قدر بازی‌های این آدم، این طور به دل و جان من می‌نشست. خدایش چند مرد مثل این مرد میان ما وجود داره؟

Categories: داستان, روزمره, وبگردی Tags:
  1. ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۲۲:۲۱ | #1

    چه جالب بود

  2. ۲ خرداد ۱۳۸۹ در ۰۲:۰۰ | #2

    حسین پناهی جزو آدم هایی هست که بعد از مرگ شناخته می شن... روحش شاد.

  3. ۷ خرداد ۱۳۸۹ در ۰۴:۲۵ | #3

    همیشه اسم حسین پناهی جلوی چشمم بوده... حتی تصویرش هم زیاد...
    ولی نمیدونم چرا هیچ وقت دنبال این نرفتم که بشناسمش... شاید چون به چشم یک بازیگر نگاهش میکردم..!
    الان که دیدم نوشتید روحانی بوده.... شبیه (اون زرده شدم که دهنش ۳ متر بازه و چشماش داره از حدقه بیرون میزنه)
    باورم نشد...!
    بعضی از آدم ها چه گذشته ی پیچیده ای دارن...!

    کاش ما ایرانی ها انقد مرده پرست نبودیم...

    در پناه خدا

  4. پت
    ۷ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۷ | #4

    بله، یک روحانی که لباس روحانیت براش خیلی تنگ بود

  5. ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ در ۲۱:۵۱ | #5

    واقعا انسان بود. من گرچه بازی هاشو نمی دیدم ولی از صداقتش خوشم می اومد.

  6. ۱۲ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۲ | #6

    "کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پایین نیامده بودم!!کاش!"

    یکی از بزرگترین آدمهاییست که دیده ام!آدمی که چند قدمی بیش فاصله نداشت تا انسان بودن!!
    مردی که میخواست برگردد به کودکی ولی نگذاشتند!!

  1. بدون بازتاب