بایگانی

بایگانی ژانویه

توهم

۲۸ دی ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

آقایون ظاهرا بند نافشون را با توهم توطئه بریدند+

Categories: ایران Tags:

God serves everyone but no one's server

۸ دی ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

God serves everyone but no one's server

life is beautiful 1997

Categories: فیلم Tags:

۳ دی ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

این طوری به قضیه نگاه کن که داری خودت را ریز ریز می‌کنی تا مطلبی را به همکار و یا استادت حالی کنی ولی نمی‌شودکه نمی‌شود. در این لحظه، غم و غصه تمام وجودت را فرا می‌گیرد، به خودت لعن و نفرین می‌کنی که چرا زبانت به اندازه‌ی کافی خوب نیست و نمی‌توانی منظورت را سلیس و روان بیان کنی! اما بعد که می‌نشینی و سعی می‌کنی همان مطلب را به زبان مادریت بیان کنی، می‌بینی باز هم نمی‌شود! یعنی مطلب را خودت هم هنوز درست نگرفتی ( بعید می‌دانم آن‌قدرها سخت باشد!). و این لحظه، لحظه‌ی عظیمیست. لحظه‌ای که در آن از توهم یک مشکل واحد به حقیقت کثرت مشکلاتت پی می‌بری. و لحظه‌ای که به آرامی آرامشی گوسفندانه و لبخندی ابلهانه تمامی پهنای صورتت را فرا می‌گیرد. با خودت که تعارف نداری!

Categories: پتانه Tags:

ٌقانون

۲ دی ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

پس اگر حق زندگی می‌خواهید، قانون بخواهید.
اگر صاحب دین هستید، قانون بخواهید.
اگر خانه‌ی شما را خراب کردند، قانون بخواهید.
اگر مواجب شما را خورده‌اند، قانون بخواهید.
اگر مناصب و حقوق شما را به دیگران فروخته‌اند، قانون بخواهید.
اگر صاحب چیز هستید، قانون بخواهید.
...........
اگر آدم هستید، قانون بخواهید.

قسمتی از سرمقاله‌‎ی اولین شماره‌ی روزنامه‌ی قانون چاپ لندن سال ۱۸۹۰

روزنامه‌‌ی قانون توسط میرزا ملکم‌خان با کمک افرادی شبیه سید جمال الدین اسد آبادی و میرزا آقاخان کرمانی در لندن چاپ می‌شد. این روزنامه در دوران قبل از انقلاب مشروطه از روزنامه‌های بسیار پر طرفدار در میان مردم به حساب می‌آمد.  و دلیل محبوبیت آن نقدهای تند و تیزی بود که با آن‌ها حکومت ناصرالدین شاه قاجار را مورد عنایت قرار می‌داد. به همین دلیل هم از جانب حکومت  کالایی قاچاق محسوب می‌شد و به صورت مخفیانه به ایران می‌رسید.
حکومت ناصرالدین شاه هم خودش را به هر آب و آتشی ‌زد تا جلو  رسیدن این روزنامه به مردم را بگیرد،  از بگیر و ببند گرفته تا زندان و تبعید. ولی خوب جنس قاچاق وقتی خریدار داشته باشد، خودش راه رسیدن به خریدار را پیدا می‌کند، حالا روزنامه و وبلاگ باشد یا تریاک و سیگار خارجی فرقی نمی‌کند. خلاصه کار به جایی می‌رسد که پادشاه شخصا از سفیر کبیر و حتی از وزیر امور خارجه‌ی انگلستان در خواست می‌کند که جلو فعالیت ملکم خان در لندن را بگیرند. جواب تاریخی انگلستان در آن زمان صد سال بعد هم توسط دولت فرانسه وقتی آخرین شاه ایران از دولت فرانسه در خواست کرد که جلو فعالیت امام خمینی در پاریس را بگیرد تکرار شد. در همان روزها شاه از انگلستان هم خواست که جلو پخش شدن اعلامیه‌های امام خمینی توسط رادیو BBC  را بگیرد که باز هم همان جواب را شنید. چیزی که حکومت‌های ایران از دوره‌ی ناصری تا کنون هنوز نفهمیده‌اند این است که جواب منفی تمام این حکومت‌ها نه از روی نخواستن است بلکه از روی نتوانستن بوده است. چون آن‌ها قانونی داشته‌اند که دست حکومت را می‌بندد. به قول روزنامه‌ی قانون

هیچ امیر و هیچ شاهزاده‌ی ما نیست که از شرطه (امنیت) زندگی خود بقدر غلامان سفرای خارجه اطمینان داشته باشد.