راه دراز
از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمدهای کو که به ما گوید باز
هان بر سر این دو راهه از سوی نیاز
چیزی نگذاری که نمیآیی باز
یکی دو ماه پیش بود که روز یکشنبه به مت بانو گفتم پاشو بریم یک سر زیارت اهل قبور ونکور
خلاصه در حین گشت و گذار در میان قبرها و عکاسی از آنها بودیم که این مجموعه از قبرها را دیدیم با ظاهری کاملا متفاوت از سایر قبرها.
همهی قبرها کاملا منظم، تر و تمیز و با دسته گلها تازه. تاریخ فوت اکثر آنها هم حول حوش هم بود!! نزدیکتر که رفتیم دیدیم که بعله، ظاهرا اینجا گلستان شهدای جنگ جهانی اول شهر ونکور است.
از آنجایی که جناب پت و مت نسبت به همکاران مهندسشان ارادت خاصی دارند، برای ادای احترام عکس مهندس سرباز آقا رابرت را اینجا گذاشتم. جالب این است که دولت کانادا بعد از حدود یک قرن هنوز به دنبال کامل آرشیو خودش از سربازان آن زمان است. مثلا اگر کسی عکس و یا چیز دیگری از این آقا رابرت دارد، میتواند آن را به اینجا و یا اینجا بدهد. یعنی دقیقا یک چیزی مثل بنیاد شهید خودمان ولی خوب میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از ... حالا از این حرفها که بگذریم تاریخ کشته شدن این بنده خدا را که دیدم یک دفعه تنم لرزید، درست دو هفته قبل از پایان جنگ جهانی اول بوده است. زمانی که قدرتهای درگیر جنگ سر تاریخ پایان جنگ به توافق رسیده بودند و در آن روزهای آخر در سودای کسب آخرین فتوحاتشان بودند! درست چیزی در جنگ میان ایران و عراق هم رخ داد. جنگ بازی بزرگان است و جان انسانها کمتر از آن ارزش دارد که ذهن بزرگان به آن مشغول شود.



سلام
خیلی وقت بود اینجا سر نزده بودم
گرچه فیدت را می خوندم اما اومدن این جا یه حال دیگه داشت!
آره
می شناسیشون
حمید کلاهدوزان، علی خوش خلق