بایگانی
تو مرانم
[audio:http://iampat.keykoja.com/wp-content/uploads/2009/11/to_maranam.mp3]
اگر ز هر در رانده شدم تو مرانم ای خدا
که نام کس دیگر نرود به زبانم ای خدا
اگر ز هر در رانده شدم تو مرانم ای خدا
که نام کس دیگر نرود به زبانم ای خدا
به که دل بسپارم به کجا رو آرم، گرم برانی تو
تو مرا می خوانی، ز دلم آگاهی، غمم تو دانی تو، تو
چه کنم سرو جان را بی تو
چه کنم دو جهان را بی تو
وای از این دل بی هنرم
وای از این شب بی سحرم
خدای من رضای تو رضای من باشد
فنای من برای تو، دعای من باشد
چه کنم سرو جان را بی تو
چه کنم دو جهان را بی تو
وای از این دل بی هنرم
وای از این شب بی سحرم
خدای من رضای تو رضای من باشد
فنای من برای تو، دعای من باشد
گر نامه سیه کردم، صد گونه گنه کردم، رو سوی تو آوردم
بنگر که دل و جان را، این هر دو پشیمان را، تا کوی تو آوردم
تو مرا تنها نگذاری
دل و جانم وا نگذاری
خدا که سوی خود خوانده مرا
چه غم که خلق از خود رانده مرا
شاعر ؟؟ ( جواد لشکری)
با صدای بهرام سارنگ از آلبوم «پنهان در غبار»
مردم هوشیار باشند اتفاقی در پیش است
خدا به خیر کند، چیزی که همه ازش میترسیدیم در حال اتفاق افتادن است. گرگهای تشنه به خون رها شدهاند و .
کلمه:در پی اجرای سناریوی از پیش طراحیشده حرمتشکنی از امام و نسبت دادن آن به دانشجویان از دیروز رسانههای رسمی تبلیغات حجیم و هدفداری را آغاز کردهاند که با توجه به اطلاعات به دست آمده به نظر میرسد زمینهچینی برای برخی رفتارهای غیرمتعارف جدید باشد.
به کلیه حامیان جنبس سبز توصیه میشود در این زمینه کاملا هوشیار باشند و مرتبا خود را از آخرین تحولات مطلع نگهدارند.
در پی اجرای سناریوی از پیش طراحیشده حرمتشکنی از امام و نسبت دادن آن به دانشجویان از دیروز رسانههای رسمی تبلیغات حجیم و هدفداری را آغاز کردهاند که با توجه به اطلاعات به دست آمده به نظر میرسد زمینهچینی برای برخی رفتارهای غیرمتعارف جدید باشد.به کلیه حامیان جنبس سبز توصیه میشود در این زمینه کاملا هوشیار باشند و مرتبا خود را از آخرین تحولات مطلع نگهدارند.با توجه به محدودیت های شدید اطلاع رسانی ، کلمه به دیگر پایگاههای اطلاعاتی پیشنهاد میکند کاربرانشان را نسبت به ضرورت این هوشیاری آگاه کنند.
منبع
و نوروز هم نوشته:
براساس اخبار رسیده از منابع موثق و به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کلمه احتمال بازداشت مهندس میرحسین موسوی از سوی عوامل کودتاچی قوت گرفت. پیش از این سایت کلمه، وبسایت رسمی مهندس میرحسین موسوی در هشداری اعلام کرده بود که اتفاقی در راه است و از حامیان جنبش سبز خواسته بود تا هوشیار بوده و در جریان آخرین اخبار و اطلاعات قرار داشته یاشند. نوروز به محض دریافت اخبار تکمیلی آن را منتشر خواهد کرد
منبع
چه شبهای پر طلاطمی که پیش رو خواهیم داشت
روسری
با خودم یک قرار نچندان جدی داشتم که از خودم و اطرافیانم در این وبلاگ هیچ عکسی قرار ندهم، مبادا حمل بر خود شیفتگی شود. ولی خدا از بانی و باعثاش نگذره که من را مجبور کرد از میان چند خروار عکس بگردم تا یک عکس با روسری پیدا کنم. عکس مال تقریبا یک سال و نیم پیش است پس نگویید فلانی بر اساس مد روز عمل میکنه! آره دادا (مخصوصا این دادا) ما این کارهایم. البته به زودی در این مکان عکس جدید و به روزی نصب خواهد شد.
کار و کاسبی من
Trillions from MAYAnMAYA on Vimeo.
چند ماهی است که زمینهی کاریام را عوض کردهام. تا وقت بشود و در موردش بنویسم به ویدئوی بالا نگاه کنید تا حدی گویای قضیه هست
فلان کس بر روی آب میرود
شیخ را گفتند:که فلان کس بر روی آب میرود. گفت: سهل است، چغزی و صعوهای نیز بر روی آب میرود. گفتند: فلان کس در هوا میپرد. گفت: زغن و مـگس نیز در هوا میپرد. گفتند: فلان کس در یک لحظه از شــــــهری به شهر دیگر میرود. شیخ گفت: شیطان نیز در یک نفس از مشـرق به مغرب میرود. این چنین چیزها را چندان قیمتی نیست. مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخـورد و بخسبد و بخرد و بفروشد و در بازار در میان خلق ستد و داد کند و زن خواهـد و با خلق در آمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد.
تا بوده چنین بوده، صاحبان نام و جاه و کرامت را مریدانی بوده که چون در جستجوی رضای مراد خود بودهاند و یا چون دیگر عوام را ناتوان از درک و شناخت مراد خود میدانستند، دست به غلو و زیادهروی میزدهاند. این غلو و زیادهروی مریدان آفت وجود صاحبان نام و جاه بوده و مصفای اهل کرامت آنگاه که ظاهر و باطن خود را مبرای آن کج اندیشان مینمودند.
پسنوشت ۱: همانطور که قبلا گفته بودم چند روزیست که در یک مسافرت کاری هستم و تمام پستهای چند وقت اخیرم، پستهایی بودهاند که در گذشته به صورت ناتمام نوشته شده بودند و من یکی دو روز قبل از سفر آنها را برای انتشار در این ایام زمانبندی کرده بودم. و این دلیلی بود برای این که این وبلاگ داشت تبدیل به یک فتوبلاگ میشد!
پسنوشت ۲: این پست حاصل خواندن مدح یکی از اربابان قدرت مملکت بود در یکی از مطبوعات پاچهخار.مدحی سفیحانه که خشمگینم کرد و نقدی سفیحانهتر بر آن نوشتم. قسمت دوم پست را که از آن نقد بود، را سانسور کردم تا که پوششی بنهم بر چاک جهل و حمقم. تا شما ندانید که چه زود و چه بیهوده خشم میگیرم.
راه دراز
از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمدهای کو که به ما گوید باز
هان بر سر این دو راهه از سوی نیاز
چیزی نگذاری که نمیآیی باز
یکی دو ماه پیش بود که روز یکشنبه به مت بانو گفتم پاشو بریم یک سر زیارت اهل قبور ونکور
خلاصه در حین گشت و گذار در میان قبرها و عکاسی از آنها بودیم که این مجموعه از قبرها را دیدیم با ظاهری کاملا متفاوت از سایر قبرها.
همهی قبرها کاملا منظم، تر و تمیز و با دسته گلها تازه. تاریخ فوت اکثر آنها هم حول حوش هم بود!! نزدیکتر که رفتیم دیدیم که بعله، ظاهرا اینجا گلستان شهدای جنگ جهانی اول شهر ونکور است.
از آنجایی که جناب پت و مت نسبت به همکاران مهندسشان ارادت خاصی دارند، برای ادای احترام عکس مهندس سرباز آقا رابرت را اینجا گذاشتم. جالب این است که دولت کانادا بعد از حدود یک قرن هنوز به دنبال کامل آرشیو خودش از سربازان آن زمان است. مثلا اگر کسی عکس و یا چیز دیگری از این آقا رابرت دارد، میتواند آن را به اینجا و یا اینجا بدهد. یعنی دقیقا یک چیزی مثل بنیاد شهید خودمان ولی خوب میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از ... حالا از این حرفها که بگذریم تاریخ کشته شدن این بنده خدا را که دیدم یک دفعه تنم لرزید، درست دو هفته قبل از پایان جنگ جهانی اول بوده است. زمانی که قدرتهای درگیر جنگ سر تاریخ پایان جنگ به توافق رسیده بودند و در آن روزهای آخر در سودای کسب آخرین فتوحاتشان بودند! درست چیزی در جنگ میان ایران و عراق هم رخ داد. جنگ بازی بزرگان است و جان انسانها کمتر از آن ارزش دارد که ذهن بزرگان به آن مشغول شود.
رنگ در رنگ
عکاس خودم؛ شب والنتاین و تولد مت بانو
مکان: پیتزا فروشی!
پس نوشت: یک پسر اصفهانی در موقع انتخاب همسر به این نکته دقت میکند که روز تولد همسر آیندهاش یکی از مناسبتهایی مثل والنتاین، روز زن، هالوین و یا یکی از عیدهای واجبالهدیهی دیگر باشد، تا بدین ترتیب بتواند در خرید یک هدیه در سال صرفهجویی کند





