خیانت؟
وقتی میان دوستان و اطرافیان را نگاه میکنیم، روابط دو نفرهای را میبینیم ( ازدواج، پارتنرشیپ) که زمانی برایمان سمبل عشق و یکدلی و از این جور چیزها بودهاند، ولی ناگهان از هم پاشیدهاند. این جور وقتهاست که ما اطرافیان فضول شروع میکنیم به دنبال دلیل و تئوری گشتن که چرا این طور شد. یکی از تئوریهایی که من به شخصه خیلی از اون بدم میآید، ولی خوب بیشتر مواقع مطرح میشود مربوط به حضور یک زن و یا یک مرد دیگر است. گاهی این تئوری بعد از چندین سال که از جدایی گذشته مطرح میشود یعنی زمانی که مرد و یا زن بدبخت بعد از ۲-۳ سال تنهایی به سراغ پارتنر جدید میرود. که در این صورت مطرح کردن چنین فرضیهای بسیار بدتر و ناپسندتر است. حالا این چیزها را نوشتم تا دیدگاه کلیام را در این خصوص بیان کنم. و بگویم هر چه قدر هم که سعی بر خوشبینی داشته باشم، نمیتوانم به چیزی جز خیانت فکر کنم، وقتی که دوستی را دست در دست پارتنر جدیدی میبینی، آن هم وقتی آن دوست به تازگی به یک رابطهی چند ساله پایان دادهاست. خدایا من را ببخش.
فرهنگ ایرانی طوریه که اگه طرف بعد از ۲۰ سال تنهایی هم به فکر ازدواج مجدد بیفته بچه ها و نوه هاش به چشم خیانتکار بهش نگاه می کنن. نمی دونم این خوبه یا بد. اما ما ایرانی ها اینطوری هستیم!