خانه > روزمره > خالی‌بند

خالی‌بند

فرض کنید یکی اومده و داره از دارایی‌ها و ثروت بی‌حد و اندازه خانوادش برای شما تعریف می‎کند و به قدری خوب حرف می‌زند که اصلا به ذهنت هم خطور نمی‌کند طرف داره خالی‌بندی می‌کنه و یا پز می‌دد. داری حسابی حسرت زندگی و امکاناتشون را می‌خوری که یک مرتبه طرف نمونه‌ای از ثروتشون را برات مثال می‌زنه و می‌گه که ماشینمون توی ایران پراید بود. حالا خداییش چه حسی بهت دست می‌ده؟ بیشتر از دست سادگی خودت عصبانی می‌شدی که داشتی خزعبلات طرف را تا ۵ دقیقه‌ی پیش باور کردی و یا طرف تحسین می‌کردی که اینقدر زبان باز بوده؟

شایان ذکر است یکی از گونه‌های فوق‌الذکر برای چند مدتی در دانشگاه ما مشاهده می‌شد و هم اکنون جمعی از افراد ساده‌ی روحیه باخته درجهت عرض ارادت  در جستجوی وی می‌باشند.

Categories: روزمره Tags:
  1. ۵ مهر ۱۳۸۸ در ۰۶:۱۱ | #1

    خب این یکی از نمونه های لاف زدن در غربت است. که معمولن خیلی هم مجربه.

  2. پت
    ۶ مهر ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۱ | #2

    :)

  1. بدون بازتاب