رنگینکمان

امروز مت بانو از تزش دفاع کرد. مبارکش باشه ![]()
امروز دقیقا ۳ سال از شروع زندگی پت و مت گذشته ![]()
امروز ...
... من بخت را به رود سرکشی همانند میکنم که چون سر بر کشد، دشتها را فرو گیرد و درختان و بناها را سرنگون کند و خاک را از جایی کند و جایی دیگر افکند و هرکسی از برابر-اش گریزد و در پیشگاه خروشاش به خاک افتد و هیچ چیز را در برابر آن یارای ایستادگی نباشد.
با این همه، اگر چه طبعش چنین است، اما چنین نیست که در روزگار آرامش از مردم کاری برنیاید. بلکه بر آن سدها و خاکریزها بنا توانند کرد تا به هنگام سرکشی سر ریز-اش به آبراهی ریزد یا آنکه چنان بیامان و زیانبار بر نجوشد. بخت نیز این چنین است و آنجا نیروی خود را نشان میدهد که هیچ ساز-و-برگی برای ایستادگی در برابر-اش فراهم نکرده باشند و خروشان بدان سو میتازد که میداند هیچ سد و سیلبندی در برابر-اش بر پا نداشتهاند ...
*شهریار (ماکیاوللی)، فصل ۲۵ام «در کارهای بشری بخت تا کجا دست-اندر-کار است و چگونه با آن میتوان ستیزید.»
آقا بالاخره این گوگل دهات ما را تحویل گرفت و سرویس Google street view را برای دهات ما راه انداخت. من هم که ظرفیت ندارم، سریع میخواهم پزش را بدهم
اینجا خانهی جدیدمان است
و اینجا هم خانهی قدیمی پت و مت که دو سال و اندی در آن زندگی کردند
اینجا هم محلی است که فعلا در اون کار میکنم
من که فعلا تو کفم
فکر نکنم کسی باشد که نام خواجه نظامالملک و کتاب معروفش، سیاستنامه (سیرالملوک)، را نشنیده باشد و با آن آشنا نباشد. کتابی که از سر کوته فکری طراحان نظام آموزشی ما، گه-گداری فقط چند خط آن سر از کتابهای ادبیات ما در میآورد، آن هم از باب دانستن استعارهها و دیگر صنایع ادبی آن و نه چیزی بیش از آن. در صورتی که اگر کسی به تاریخ ایران و عوامل و علل حوادث تاریخی و حتی حوادث حال ایران علاقهمند باشد، نمیتواند از مطالعه دکترین سیاسی مقتدرترین وزیر و سیاستمدار ایرانی ( حداقل از زمان ساسانیان تا قبل از صفویه) صرف نظر کند. با این همه این تز سیاسی اغلب در میان غیر ادیبان بسیار مهجور بود. بر خلاف خواجه نظامالملک و کتابش، در قرن ۱۶ در جهان غرب فردی به نام ماکیاوللی بود که او هم اندیشه و تز سیاسی خود را در قالب کتابی به عنوان «شهریار» مطرح کرد و توانست به نوعی مقام معمار اندیشهی سیاسی غرب را از آن خود کند. به عنوان یک نمونه از نحوهی تفکر ماکیاوللی ، «در باب رایزنان ویژهی شهریار» این چنین مینویسد:
سه گونه مغز در کار است:
یکی آن که خود در مییابد؛ دوم آن که آن چه دیگران دریافتهاند در مییابد؛ سوم آن که نه به خود در مییابد نه به دیگران.
نخستین عالیست و دومین خوب و سومین بیهوده.
به شدت در این فکر هستم که پس از اتمام کتاب شهریار به مطالعهی تطبیقی این دو کتاب بپردازم. تا اینجا که من میدانم این دو اندیشمند و سیاستمدار تفاوتهای بنیادی در نوع و روش تفکرشان داشتهاند و تقریبا در دو وادی کاملا متفاوت سیر میکردهاند. ولی با این وجود امیدوارم، دانستن تفاوتها و شباهتها در اندیشهی این دو نفر و قرار دادنشان در کنار روزگار دیروز-و-امروز ایران-و-غرب درسهایی برایم داشته باشد.
عیسی -علیه السلام- از این واقعه خبر چنین داد که «لا یدخل ملکوت السموات من لم یولد مرّتین» گفت: به ملکوت نرسد هر که دوبار نزاید، یعنی هر که از عالم شکم مادر بدر آید این جهان را بیند . هر که از خود بدر آید آن جهان را بیند. «ابدانهم فی دنیا و قلوبهم فی الآخرة» این معنی باشد. آینهی «یعلم السرّ فی السماوات و الارض» کتاب وقت او شود. «من عرف نفسه» او را روی نماید، «فقد عرف ربّه» نقد وقت او شود. از «یوم تبدّل الأرض»گذشته و «بغیر الأرض» رسیده، «رأی قلبی ربی» بیند. «أبیت عند ربی یطعمنی و یسقین» بچشد «فأوحی إلی عبده ما أوحی» بشنود.
آره باز هم تمهیدات. برای اولین بار دارم توی زندگیم حسرت میخورم که چرا تسلطم به زبان عربی این قدر کم است و نمیتوانم سخنان عین القضات را به روانی بخوانم.
دلم میخواهد وقتی به آخر راهم رسیدم، بتوانم به جای این که شب و روز در حسرت گذشته باشم، یک جا بنشینم و فقط به زیباییها چشم بدوزم. وقتی هم که رفتم، درست مثل این کندهی درخت، چشم اندازی بشوم برای سایر تماشاگران ...

مکان منطقه بنف، آگوست ۲۰۰۹، عکاس خودم
تو رو به خدا این جوری نگاهم نکن! مجبور میشوم توی این روزهای بیپولی ۷۰ دلار بیزبون بالات پول بدم! خدا را خوش نمیآید.

آگوست ۲۰۰۹، شهر بنف، عکاس خودم
دریغا قفل بشریت بر دلهاست، و بند غفلت بر فکرها، و معنی «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا»[۱] این باشد. چون فتوح فتح و نصرت خدای تعالی در آید که «إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ»[۲] این قفل از دلها بردارد. «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ»[۳] پدید آید و نبات «وَاللَّهُ أَنبَتَکُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا»[۴] حاصل شود از خود بدر آید، ملکوت و مُلک ببیند و مالک و المُلک شود که «کَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ»[۵] از خود بدر آید.
مدتها بود که تمهدات عین القضات همدانی رابرای خواند کنار گذاشته بودم. تا اینکه چند روز پیش کامنت سوفیا تحریکم کرد، که کتاب را در دست بگیرم و شروع به خواندنش بکنم
[۱] سورهی محمد، آیه ۲۴
[۲]سورهی نصر، آیه ۱
[۳] سورهی فصلت، آیه ۵۳
[۴] سورهی نوح، آیه ۱۷
[۵] سورهی انعام، آیه ۷۵
آقا نمی دانم کدام شیر پاک خورده ای زیر پای ما نشت و ما را فریب داد که روی این کامپیوتر جدیدمان لینوکس نصب کنیم. خلاصه ما هم یک فروند اوبونتو روی این طفل نوزاد نصب کردیم. بسی سریع و بدون دردسر نصب شد و تمام قطعات را هم بدون دردسر شناخت. خدا عمرش دهاد. خلاصه تنها مشکلم ظاهر زشت فونتهای فارسی است که آن هم احتمالا راه حلی سریع دارد ولی ما جاهلیم و نادان. پس با کمک کردن به این بنده حقیر، و بهره مند شدن از دعای خیر نامبره، خیر دنیا و آخرت خود را تضمین نمایید