خانه > روزمره > خستگی

خستگی

میدونی، وقتی یک کاری داری که باید ۶ ماه پیش تموم می‌شد ولی نمی‌دونی که چرا هیچوقت تموم نشد و حالا هم شده آینه‌‌ی دقّ! و از جلوی روت هم کنار نمی‌ره، فقط احساس خستگی می‌کنی، دوای دردت هم فقط جام یک منی شرابه. ولی آخه با کدوم زور، تو که دیگه زوری نداری که جام یک منی را بلند کنی ...

Categories: روزمره Tags:
  1. ۲۴ شهریور ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۸ | #1

    حق با شما بود عزیز ، اصلاً حواسم نبود . انجام شد

  2. پت
    ۲۴ شهریور ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۷ | #2

    ممنون

  1. بدون بازتاب