خانه > روزمره > حمله‌ی بوووووووووووووووووووووغ به ایران

حمله‌ی بوووووووووووووووووووووغ به ایران

امروز خبری با عنوان «حذف پادشاهان از کتب تاریخ مدارس ایران» را در بی‌بی‌سی خواندم. تا اینجا که می‌دانم خواندن تاریخ، برای من و بسیاری از اطرافیانم یکی از آزار دهنده‌ترین کارها بوده‌است*، و همیشه آرزو داشته‌ایم که ایکاش روزی این کتاب‌های تاریخ را عوض کنند و به جای آن همه مطالب حفظی، کمی هم چاشنی تحلیل وعلت شناسی را به کتاب‌های ما اضافه می‌کردند. اما این بار هم به نظر می‌رسد که این تغییر زیاد بر وفق مراد ما نمی‌باشد. جایی از خبر نوشته شده که:

بر همین اساس پادشاهان و جنگجویانی مثل چنگیز خان و سلطان محمد شاه حذف و به جای آنها به چهره های تمدن سازی مانند خواجه نصیر الدین طوسی، زکریای رازی و ابوعلی سینا پرداخته می شود.

دیدن جملاتی یک علامت خطر بسیار جدی می‌باشد و باید خیلی خوش شانش باشیم که اصحاب این گونه  تفکرات دستشان به کتب درسی و خصوصا کتب علوم انسانی نرسد و یا اگر هم که رسید حوصله‌ی تغییر دادن آن را نداشته‌ باشند. تاریخ مجوعه‌ایست از تمامی حوادث و انسان‌های یک بازه‌ی زمانی و مکانی. حالا کتاب‌های ما به اندازه‌کافی لنگ و لوک و شفته هست که اگر بخواهیم باز هم ازش بزنیم دیگر باید کلا قید درس تاریخ را زد و رفت ...

پس نوشت: اما یک چیز جالب، چنگیزخان فکر می‌کرده که خدا به او دستور داده که لشکرکشی کند +، خود این مساله و ده‌ها مورد مشابه می‌توانند به تنهایی موضوع یک درس جدید در دبیرستان‌های ما بشونند، قبول ندارید؟

* البته حالا که ذغال خوب در دسترس است، از خواند کتاب تاریخی بدمان که نمی‌آید، هدیه‌ی تولد هم کتاب تاریخی می‌گیریم :) .

Categories: روزمره Tags:
  1. ۲ مهر ۱۳۸۸ در ۰۲:۰۱ | #1

    نوشتن تاریخ همیشه در دست حاکمان بوده است. حالا باید بگوییم خواندن تاریخ هم در دست حاکمان است.

  2. سوفیا
    ۴ مهر ۱۳۸۸ در ۱۵:۴۹ | #2

    شما که رشته تان فنی است کافی است فقط چند دقیقه خودتان را به جای ما بگذارید و بخواهید توی بزرگترین دانشگاه علوم انسانی کشوردرس بخوانید یقینا مقصد نهاییتان به سمت امین آباد خواهد بود(عاقبت ما)آنقدر که اسم شاه که خوب است جرات نداشته باشی عین القضات بخوانی نگذارند برای شاملو بزرگداشت بگیری یاسر کلاس ادبیات معاصر برایت از فروغ نگویند یا .......آنقدر نگویند که تو بگویی انا الحق و...

  3. پت
    ۵ مهر ۱۳۸۸ در ۰۳:۲۴ | #3

    در ناک است. برای خود من آنقدر نگفته‌اند تا امروز که می‌خوانم، با تعجب بگویم جدی؟ چطور ممکن است ... و بعد حسرت روزهایی را بخورم که با نادانی به هدر داده‌ام و فکر می‌کرده‌ام که علامه‌ی دهرم ...

  1. بدون بازتاب