خانه > Uncategorized > گناه پادشاهان

گناه پادشاهان

باید که احوال قاضیان مملکت، یگان یگان؛ بدانند، و هر که از ایشان عالم و زاهد و کوتاه دست باشد، او را بر آن کار نگاه دارند، و هر که نه‌چنین بود، او را معزول کنند و به دیگری که شایسته باشد بسپارند. و هر یکی را از ایشان بر اندازه‌ی کفاف او مشاهره‌ای اطلاق کنند تا او را به خیانتی حاجت نیفتد، که این کاریی مهم و نازک است، از بهر آنکه ایشان بر خون‌ها و مال‌های مسلمانان مسلط اند، چون به جهل و طمع و قصد حکمی کنند، بر حاکمان دیگر لازم شود آن حکم را امضا کردن و معلوم پادشاه گردانیدن و کس را معزول کردن و مالش دادن.

...

پس ملک موبد را گفتی:

« هیچ گناهی نیست نزدیک ایزد تعالی، بزرگ‌تر از گناه پادشان؛ و حق گزاردن پادشاهان، نعمت ایزد تعالی را، نگاه داشتن رعیت است و داد ایشان دادن و دست ستمکاران از ایشان کوتاه کردن. پس چون ملک بیدادگر باشد، لشکر همه بیدادگر شوند و خدای را عزوجل، فراموش کنند و کفران نعمت آرند، هر آینه جذلان و خشم خدای در ایشان رسد، و بس روزگار نیاید که جهان ویران شود و ایشان به سبب شومی گناهان؛ همه کشته شوند و ملک از خاندان تحویل کند.»

سیاستنامه (سیر الملوک)،
فصل ششم، اندرباب قاضیان و خطیبان و محتسب و رونق کار ایشان
خواجه نظام الملک طوسی