ما رفتیم
تا چند دقیقهی دیگه اینترنت خانهی ما قطع میشود و این پست آخرین پست من تا قبل از رفتن به منزل جدید است
چاکریم
خدا نگهدار
تا چند دقیقهی دیگه اینترنت خانهی ما قطع میشود و این پست آخرین پست من تا قبل از رفتن به منزل جدید است
چاکریم
خدا نگهدار
باید که احوال قاضیان مملکت، یگان یگان؛ بدانند، و هر که از ایشان عالم و زاهد و کوتاه دست باشد، او را بر آن کار نگاه دارند، و هر که نهچنین بود، او را معزول کنند و به دیگری که شایسته باشد بسپارند. و هر یکی را از ایشان بر اندازهی کفاف او مشاهرهای اطلاق کنند تا او را به خیانتی حاجت نیفتد، که این کاریی مهم و نازک است، از بهر آنکه ایشان بر خونها و مالهای مسلمانان مسلط اند، چون به جهل و طمع و قصد حکمی کنند، بر حاکمان دیگر لازم شود آن حکم را امضا کردن و معلوم پادشاه گردانیدن و کس را معزول کردن و مالش دادن.
...
پس ملک موبد را گفتی:
« هیچ گناهی نیست نزدیک ایزد تعالی، بزرگتر از گناه پادشان؛ و حق گزاردن پادشاهان، نعمت ایزد تعالی را، نگاه داشتن رعیت است و داد ایشان دادن و دست ستمکاران از ایشان کوتاه کردن. پس چون ملک بیدادگر باشد، لشکر همه بیدادگر شوند و خدای را عزوجل، فراموش کنند و کفران نعمت آرند، هر آینه جذلان و خشم خدای در ایشان رسد، و بس روزگار نیاید که جهان ویران شود و ایشان به سبب شومی گناهان؛ همه کشته شوند و ملک از خاندان تحویل کند.»
سیاستنامه (سیر الملوک)،
فصل ششم، اندرباب قاضیان و خطیبان و محتسب و رونق کار ایشان
خواجه نظام الملک طوسی
یارب مرا یاری بده تا خوب آزارش کنم
هجرش دهم، زجرش دهم ،خوارش کنم ،زارش کنم ... +
ساعت ۱:۱۱ بامداد است. امشب یکی از آخرین شبهایی است که من در این آزمایشگاه کار خواهم کرد. آخرین اسلایدهای جلسهی دفاع را دارم درست میکنم. تمام شدن هر اسلاید یعنی یک قدم به سمت پایان کارم در این آزمایشگاه پشت این میز و کامپیوتر و ... . در طول این ۲ سالی که گذشت، به قدری از کار کردن در این آزمایشگاه با ایوان لذت بردم که دلم نمیآید اسلایدها را سریعتر آماده کنم، یک جوری دلم میخواهد خداحافظی را به تعویق بیندازم ... . ولی مثل این که چارهای نیست. پس بگزار یک لیوان قهوهی دیگر آماده کنم، صدای بلندگو را هم تا آخر بالا ببرم و برای بار چندم به این آهنگ گوش کنم
از بوسه های آتشین ، وز خنده های دل نشین
صد شعله در جانش زنم،صد فتنه در کارش کنم
در پیش چشمش ساغری گیرم ز دست دلبری
از رشک آزارش دهم ،از غصه بیمارش کنم
...
برو و با جملهی لشکر سوار و پیادهات بر آنها احاطه کن و در اموال و اولاد هم با ایشان شریک شو و به وعدههای دروغ آنها را بفریب و مغرور ساز. آری وعدهی شیطان جز غرور و فریب نخواهد بود.
همانا تو را بر بندگان خاص من تسلط نیست و تنها محافظت و نگهبانی خدا آنها را کافی است.
آیات ۶۴-۶۵ سوره اسرا
توی چند وقت گذشته، به شکلهای مختلفی با سازهای جدیدی برخورد کردم. علاوه بر چند ساز جدیدی که اخیرا استاد شجریان معرفی کردند ++ و گفتگوهای پر حاشیهشان، در چند فرصت دیگر هم توانستم سازهای نو و جالبی را ببینم. (البته از دید من کم سواد و ندیدبدید)
آخر هفتهای که گذشت، من ، مت، هابیل، پریسا و پدر پریسا به یک مراسم مربوط به هندوها رفتیم. حالا احتمالا حدس میزنید که میخواهم در مورد یک ساز هندی حرف بزنم ولی شرمنده، هرچند که این مراسم مربوط به هندوها و هندیها بود ولی کلی ملت دیگر به احترام خدای هندوها هم آمده بودند و میرقصیدند و مینواختند. سازی را هم که در این عکس میبینید، یکی از سازهایی بود که در این مراسم نواخته شد.

در نگاه اول، به نظرم آمد که این ساز یک ورژن ساده شده از سازهای متداول زهی مثل گیتار و یا تار و سهتار است ولی وقتی با دقت نگاه کردم متوجه یک تفاوت بسیار اساسی شدم. شما هم نگاه کنید

در سازهایی مانند سهتار و یا گیتار، نوازنده با جا به جا کردن یک دست بر روی دستهی ساز طول سیم را تغییر میدهد و به این ترتیب فرکانس ارتعاش آن را عوض میکند. اگر بخواهم دقیقتر بگم فرکانس ارتعاش یک سیم کشیده شده از رابطهای شبیه رابطه زیر بدست میآید. که T میزان کشش سیم، میو جرم واحد طول سیم و L طول سیم است.

در تمامی سازهایی که من قبلا میشناختم، نوازندگان اصولا با تغییر T ساز را کوک میکنند و در حین نواختن برای تعیین نتها فقط طول سیم (L) را تغییر میدهند. ولی در این ساز به دو طریق میشد مکان نتها را معین کرد. یا با روش سنتی تغییر طول سیم و یا با تغییر فشار دست بر روی دستهی ساز (فکر کنم این دسته همان خرپای دوستان مکانیکیمان است) که نهایتا کشش سیم را عوض میکرد.
حالا با تمامی این اوصاف، صدای ساز اصلا صدای جالبی نبود، شاید زمانی یکی که از ساختن ساز سر در میاره، بتواند این ساز ساده را پیشرفت بده و مثلا یک کاسهی صدای مناسبتر برای آن طراحی بکند
به یاد همین چند وقت پیش ان الله یحب المتوکلین ....