وطن

دنیای من پر از غمه

هر چی بگم بازم کمه

حسرت روزای قشنگ

نشسته در دلم همه

.                       ای خدا، ای خدا، ای خدا

ایران برام عزیزه

اشک شوقم می‌ریزه

برای حفظ این خاک

(خون‌های ما ناچیزه)(۲)

.                       ای وطن، ای وطن، ای وطن

دنیای من پر از غمه

هر چی بگم بازم کمه

حسرت روزای قشنگ

نشسته در دلم همه

.                       ای وطن، ای وطن، ای وطن

وطن برات می‌میرم

بی تو تباه و پیرم

نذار وطن فنا شه

(هم وطن دلیرم)(۲)

.                      (ای وطن، ای وطن، ای وطن)(۴)

جاودانه‌ها ۴۶۴-۲

  1. ۲ تیر ۱۳۸۸ در ۲۱:۲۷ | #1

    چه خبر علی آقا؟
    اوضاع ردیفه؟
    پسر تاریخ عجب تکرار میشه ها!
    حالا با این شاه جدید چی کار کنیم؟

  2. ۳ تیر ۱۳۸۸ در ۰۱:۰۴ | #2

    شعر زیبایی هست. گرچه باید برای زیباییش تاسف خورد...

  3. ۳ تیر ۱۳۸۸ در ۱۳:۴۴ | #3

    سلام
    ببین چقدر ایران قدرت گرفته و دست بیگانه ازش روز به روز دورتر میشه که با یه اختلاف کوچیک چه چاپولی را میندازند و حمایت از آشوبگر میکنند

  4. پت
    ۳ تیر ۱۳۸۸ در ۱۵:۲۸ | #4

    آقا سید میثم، داستان تلخیه. ببین چوپان چه کار کرده که گله از دستش باید به گرگ پناه ببره

  5. ۳ تیر ۱۳۸۸ در ۲۱:۴۵ | #5

    علی آقا
    قبول داری که چیزیشون که بیشتر کفر ملت را در میاره وقاحت و مظلوم نماییشونه؟!
    من که دیدم چه جوری به سمت پیرمردها و پیرزنهایی که فقط دارند رد می شوند هجوم میارم دیگه محاله باور کنم که اونها مشروعیت قانونی و مذهبی دارند, بقیه را نمیدونم!
    به امید صلح

  6. حامد
    ۴ تیر ۱۳۸۸ در ۰۱:۰۶ | #6

    کی شما طرفداران موسوی از این حالت احساساتی بیرون می آیید؟

  7. ۴ تیر ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۲ | #7

    من دیگه طاقت خوندن و شنیدن اینجور شعرها و آهنگ ها رو ندارم! آهنگ وطنم رو که می شنوم تمام تنم به لرزه می افته!
    خیلی دارم سعی می کنم یه کم از غم بزرگی که بهمون تحمیل کردن کم کنم و فراموشش کنم، اما نمی شه...

  1. بدون بازتاب