بایگانی

بایگانی جولای

یاران چه غریبانه رفتند ...

۲۶ تیر ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

Categories: روزمره Tags:

I have a dream

۲۵ تیر ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

I have a dream that one day every valley shall be exalted, every hill and mountain shall be made low, the rough places will be made straight and the glory of the Lord shall be revealed and all flesh shall see it together

و من هم آرزویی دارم ...

با اینا خستگی مو در می‌کنم*

۲۲ تیر ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

سایپرس cypress نورت ونکور north vancouver

فکرش را بکن یک آدم مثل من چقدر باید اوضاعش خراب بشه! یک هفته است که یک ماشین ۲۰۰۹ صفر کیلومتر زیر پام هست ولی وقت نمی‌کنم که سوار شوم و بزنم به کوه و دشت و صحرا.

هر کسی تجربه‌ اش را داشته باشه می‌دونه که ۲-۳ هفته‌ی آخر نوشتن تز چقدر سخت است، مدام باید یک متن تکراری را بخوانی، اصلاح کنی، و باید باور کنی که دیگر فرصت زایش مطلب جدیدی را نداری. تازه اوضاع وقتی بدتر می‌شود که هر روز باید بروی ۳۰-۴۰ کیلومتر آن طرفت‌تر دنبال خانه بگردی و با سر درد ناشی از شنیدن قیمت‌ها به خانه برگردی.

دیگه فقط با دیدن این عکس‌ها خستگی مو در می‌کنم، اما به خودم قول داده‌ام بعد از دفاع خودم و مت، یک حال اساسی به خودمان بدهیم :)

* عنوان این پست به صورت کاملا الکی از اینجا کپی پست شده

نه خارم نه خاشاک

۱۹ تیر ۱۳۸۸ ۸ دیدگاه

[audio:KHASHAK.mp3]

سر اومد زمستون

شکفته بهارون

( گل سرخ خورشید، باز اومد و شب شد گریزون )(۲)

کوه‌ها لاله‌زارند

لاله‌ها بیدارند

( تو کوه‌ها دارند گل گل گل، آفتابا می‌کارند )(۲)

( نه خارم نه خاشاک )(۲)

( زن و مرد بی‌باک )(۲)

( تنم پاره پاره شد از ضربه‌های مرد سفاک )(۲)

( من آروم نگیرم )(۲)

( اگر هم بمیرم )(۲)

( من ایستاده‌ام تا رای خود را پس بگیرم )(۲)

من آروم نگیرم

سر اومد زمستون

اگر هم بمیرم

شکفته بهارون

( سر اومد زمستون )(۲)

( شکفته بهارون )(۲)

( گل سرخ خورشید باز اومد شب شد گریزون )(۲)

( من ایستاده‌ام تا رای خود را پس بگیرم )(۲)

بازی بازی ۱

۱۶ تیر ۱۳۸۸ ۶ دیدگاه

از خیلی سال پیش شکار فیل در آفریقا یک تجارت بسیار پرسود محسوب می‌شد. شکار فیل‌ در آفریقا به حدی زیاد بود که کم کم کار داشت به انقراض نسل فیل‌های آفریقایی می‌کشید. برای همین کشورهای آفریقایی به تکاپو افتادند و در اولین گام شکار فیل را ممنوع اعلام کردند. این ممنوع سازی، قیمت عاج و دیگر محصولات حاصل از فیل را به شدت در بازارها بالا برد و این تجارت را باز هم پرسودترکرد.

بعد از اتخاذ سیاست ممنوع سازی شکار، سود بالای این تجارت برای قبایل محلی و فقیر آفریقایی دیگر قابل چشم‌پوشی نبود و کار را به جایی رسانید که اگر دولت‌های آفریقایی می‌خواستند از فیل‌ها حمایت کنند باید عملا با ارتش جلوی مردمشان می‌ایستادند. نهادهای حمایت از حقوق حیوانات و کشورهای ثروتمند هم به اشتباه با دادن مشوق‌هایی، کشورهایی آفریقایی را به تقابل با قبایل شکارچی تشویق می‌کردند. از آنجایی که اکثر کشورهایی آفریقایی از لحاظ سیاسی به شدت بی‌ثبات هستند و این گونه تقابل‌ها هم به عدم ‌ثبات آن‌ها دامن می‌زد، عملا کشورهای آفریقایی نسبت به جفظ نسل فیل‌های آفریقایی بی‌تفاوت شدند.

از لحاظ نظریه‌ی بازی‌ها، این شرایط با یک بازی باخت-باخت قابل توصیف است، که هیچ کس علاقه‌ای به انجام و ادامه‌ی آن ندارد. به عنوان یک طراح بازی، زمانی طرفین یک بازی به طیب خاطر وارد بازی می‌شوند که بازی، یک بازی برد-برد باشد. حالا اگر شما می‌خواستید یک بازی مطلوب برد-برد برای این شرایط طرح کنید چه می‌کردید؟ یک جواب مطلوب برای سوال بالا را دولت زیمبابوه عملی کرد.

دولت زیمبابوه برداشت و فیل‌های کشورش را ملی اعلام کرد و به هر قبیله تعدادی فیل داد که از این به بعد از اموال افراد آن قبیله محسوب می‌شدند و دولت دیگر نسبت به آن‌ها ادعایی نداشت. از لحظه ملی‌سازی فیل‌ها به بعد، هر فیل دیگر صاحبانی داشت که آن فیل جزیی از ثروت آنان محسوب می‌شد. بنابراین قبایل از فیل‌هایشان به شدت مراقبت می‌کرند و شکارچیان بی‌رحم فیل‌ها به گله‌داران دلسوز فیل‌ها تبدیل شدند و به جای قتل‌عام گله‌های فیل‌ به فکر بزرگ‌تر کرد گله‌هایشان بودند. ...

اگر دقت کنید می‌بینید که چه قبل و چه بعد از ملی‌سازی فیل‌ها، مردم قبایل فقط به ثروتمندتر شدن فکر می‌کردند و این استراتژی زیرکانه‌ی حکومت است که نقاب خونریزی و یا دلسوزی را بر چهره‌ی مردمان می‌گذارد و نه درس اخلاق.

این داستان که در بخش دوم این کتاب هم به آن اشاره شده‌است، مثال ساده‌ای است از مواردی که یک دولت و یا حکومت هر مقدار هم که غیر دمکراتیک و دیکتاتور باشد، می‌تواند با دنبال کردن یک  سری استراتژی‌های ساده، به جای تقابل و رقابت با مردمش، با آن‌ها همسو و شریک شود.

حباب

۱۵ تیر ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

حباب وار براندازم از نشاط کلاه

اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

soap-bubbles-1

Categories: شعر, عکس Tags:

امروز

۱۴ تیر ۱۳۸۸ ۳ دیدگاه

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است

ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری

دانی که رسیدن هنر گام زمان است

م.سایه

تصادف

۱۳ تیر ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

تصادف کردم، ماشینم داغون شد، خودم و سایر سرنشین‌ها زنده‌ایم و دیگر هیچ

Categories: روزمره, ونکور Tags:

مردم دو دسته‌اند

۱۰ تیر ۱۳۸۸ ۵ دیدگاه

علی(ع) در فرمانش به مالک اشتر می‌گوید:
ای مالک مردم دو دسته‌اند، یا برادران دینی تو هستند و یا در خلقت و آفرینش مثل تو هستند و با تو برابرند.

گوگل مپ و ایران

۴ تیر ۱۳۸۸ ۵ دیدگاه

آقا من امروز رسما کفم برید. ظاهرا اتفاقاتی افتاده و خیلی از کمپانی‌ها که در گیر بحث تحریم کاربرهای ایرانی خود بودند، به صورت ناگهانی تصمیم گرفته‌اند که سطح خدمات خودشان را به کاربران ایرانی بالا ببرند. امروز فهمیدم که  google-map بالاخره  پس از مدتها نقشه شهرهای ایران را به صورت بسیار کاملی در اختیار کاربرانش قرار می‌دهد(مثلا اینجا نقشه خیلی خوبی از دانشگاه شریف را می‌بنید). چند روز قبل هم دیده  بودیم که facebook، friendfeed و googel-translate هم خدماتی را برای کابران ایران خود فراهم کرده بودند.
مثلا نقشه‌ تهران

View Larger Map

و یا نقشه‌ی اصفهان

View Larger Map
هر چند حوادث غمناک این روزها هیچوقت از خاطر من نمی‌رود، ولی خوشحالم که بالاخره دنیا شنید و دید که ما مردم ایران مردمی تروریست و عقب افتاده نیستیم بلکه آرمان‌های والایی داریم. در این میان هم حداقل یک سری از کمپانی‌ها محدودیت‌های احمقانه‌ی خودشان را از روی مردم ایران برداشتند. به امید روزهای زیباتر