خانه > تز, روزمره > پت خوش‌شانس

پت خوش‌شانس

آقا شانش که نداریم، فکرش را بکن ایوان فردا پوستم را قلفتی می‌کنه و توش را از کاه پر می‌کنه. آقا ما با کلی امید و آرزو که امشب بنشینیم و کار کنیم، ۲ تا لیوان قهوه جون دار و غلیط با طعم وانیل برای خودمان درست کردیم و نشستیم پای کامپیوتر.

۱۱:۳۰- وصل شدم به سرور و شروع کردم به کار کردن، ۲ تا لیوان قهوه نوشیده شده و کافئینه که به جای خون توی رگ‌های مغزم جریان داره.

۱۲:۰۱- یک پیغام خطا از جانب WORD بی‌ادب میاد، برنامه‌ matlabی که ۱۰ روزه داره کار می‌کنه و قرار بود حدود ۲-۳ صبح تمام بشود، چند تا پیغام خطا می‌دهد. موقع save کردن فصل دوم تزم، LaTex هم پیغام خطا می‌دهد!! شپلش!!

۱۲:۲۰ کامپیوتر تقریبا از کار افتاد، به صورت remote هم که نمی‌توانم ریستش کنم :( ( دوباره login می‌کنم، پیغام می‌ده که حساب کاربری شما باطل شده از استادتون بخواهید که تقاضای تمدیدش را به ما بدهد!!! من باید تا فردا ظهر باید جواب کارهام، مقاله‌ی اصلاح شده و نصف فصل تز را باید آماده کنم.

۱۲:۳۵- غمگین و دلشکسته می‌روم که بخوابم، و بیاد می‌آورم که در رگ‌های مغزم دیگر خونی جریان ندارد، کافئین و فقط کافئین

۱۲:۵۰- خواندن گوگل ریدر تمام می‌شود، همچنان با خواب بیگامه‌ام، پس بروم یک پست بنویسم ...

Categories: تز, روزمره Tags: , ,
  1. ۵ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۳ | #1

    بابا چه قدر زود بزود آن میشی، ایول داره والا.
    دیدم مطلبت بی نظر مونده و ما هم که غریب نوازیم. چاکریم، حل میشد ایشالا. میگه برا خارجیا هم مهمه که کارتو به موقع و درست انجام بدی؟
    خیلی سعی کرم یه جوری بنویسم که بتونی بوخونیا

  1. بدون بازتاب