شنگول و منگول
حقیقت تلخه ولی گریزی از آن نیست. وقتی درست و حسابی به ملتمون را نگاه میکنم میبینم ملت زاقارتی هستیم که ادعامون گوش عالم را کر کرده که هیچ، خودمون هم کر شدیم تازه خناق هم گرفتیم از بس داد و بیداد کردیم. آقا یک بنده خدایی هست که بد جور توهم روشنفکری و دانایی تمام وجودش را فرا گرفته. و تازه آدمهای زیادی هم قبولش دارند. کلی کتاب و مقاله نوشته و مینویسه، توی بالاترین برای خودش اعتباری داره، وبلاگی داره و کلا اوووووووووووووووووووووَه.
این آقایی که ذکر خیرش بود، یک ادعای دیگه هم داره تو مایهی «بسی رنج بردم در این سال سی ...» جناب فردوسی و افتخار میکنه به خودش که به به! چقدر من زبان فارسی کمک کردم که از کلمات خارجی و عربی پاک بشه، به به.
حالا از این حرفها بگذریم. حالا چی شده که من اینطور آمپر چسبوندم؟ یک ایمیل بود که توی ۳-۴ ماه اخیر مدام برای من میآمد و بعد از کلی چارواداری به ملت عرب، میآمد و یکسری کلمه ردیف میکرد که آره این را اعراب وارد زبان فارسی کردند که ما را تحقیر کنند و فلان کنند. من که هیچی، حتی یاهو هم این جور ایمیلها را اسپم تشخیص میدهد و تحویل نمیگیره
۲ تا از معروفترین این کلمات را میتوانید اینجا و اینجا و حتی در بالاترین هم بخوانید
آیا می دانید معنی غذا در زبان عربی چیست؟
چند وقت پیش دوستی در انارستان در خصوص ورود چند کلمه ی عربی که به زور اعراب بدوی اون زمان که ایران رو تسخیر کرده بودن و جهت تمسخر ایرانیان وارد زبان فارسی شده نوشته بود. یکی واژه ی «پارس کردن» بود که وقتی سگ واق واق می کرده مجبور می کردن که بگن: پارس می کرده (اشاره به پارس به جای فارس). یکی هم واژه ی غذا خوردن که در عربی یکی از معانی واژه ی «غذا» یعنی ادرار شتر.دوستان اگر شک دارید برید سراغ لغت نامه های فارسی و کلمه غذا را نگاه کنید . اگر هم تو اینترنت یک جستجوی کوچک کنید در مورد این موضوع به اطلاعات بسیار زیادی دست پیدا خواهید کرد.
...
آره، خودم میدونم تو هم میدونی، پس گفتن نداره که از این دست اراجیف زیاد توی اینترنت پیدا میشه. ولی وقتی توی نوشتهی یک آدم حسابی میبینی دلت میلرزه شک میکنی میری نگاه میکنی ببینی چیه قضیه؟ دیکشنری نگاه میکنیی میبینی که غذا توی عربی همان خوراک و طعام است و هیچ ربطی هم به شاش شتر نداره. پارس و bark هم که ریشه هند و اروپایی یکسانی دارند و .... بازم میگی فلانی کارش درسته، حرف بدون مطالعه نمیزنه، میروی و میپرسی قضیه چه؟!؟ یک نگاه عاقل اندر سفیه بهت میکنه و می گه
تو که اهل اینترنت و مطالعهای، چطور تا حالا نشنیدی؟
و لینک بالاترین را برایت میفرستد، لینکی به پست اول یک وبلاگی که کلا یک پست داره!
حالا فهم روشن فکر شاکی از مملکت و حکومت که در حد شنگول و منگول باشه، بقیه ما باید چیکار کنبم؟؟
*پس نوشت: دوست بزرگواری کامنتی دادهاند و من هم پاسخی. آن دو را هم بخوانید بدک نیستند
**پس نوشت: از دوست عربی که دارم در مورد معنانی «غذا» پرسیدم، در مورد معنای مورد بحث ایدهای نداشت. وقتی گفتم در دیکشنری هست، خیلی تعجب کرد.
دینگ
*** خصوصی ***
رمز نوشته جدید ******** هست
باید بگویم از نظر شما من هم یک فکر "شنگول و منگولی" دارم.
با خواندن این ایمیل فورواردی رفتم فرهنگ دهخدا رادیدم نوشته:
غذی : بول شتر
پارس کردن هم شاید ریشه اش آن باشد و شاید آنچه شما گفته اید. زبان شناسی بسیار رشته ی آموزنده ای است.
این ایمیل به من آموخت : مراقب باش! بفهم چه واژه هایی را استفاده می کنی ممکن است اعراب برای دشمنی با تو این کار را کرده باشند. به هر حال شما می خواهی نامش را شنگول فکر کردن بگذار! ولی من نام آن را موجی می نامم که ایرانی می خواهد بداند کیست. همیشه در این دگرگونی های اجتماعی این قبیل شور و حال های از نظر برخی چندش آور دیده می شود. نمونه اش را ما که سال های انقلاب را با چشمان خودمان دیدم زیاد تجربه کرده ایم.
بر خلاف شما من به فهم عمومی مردم ایران امیدوارم. ویادداشت هایی از این قبیل پست شما هم قبلن دیده ام با کلی ژست روشنفکرانه که حال به هم زن بود چون کامنتونیش پر بود از به به و چه چهچه که بله ما هم از دیدن این ایمیل بالا آوردیم و مردم ایران دچار بیماری هستند .....
ممنون از کامنت شما. این کامنت به من میگوید که باید با مطالعه بیشتر یک فکر را نقد کنم و این قدر تند ننویسم. وگرنه بعد از وجدان خودم باید منتظر نواخته شدن از جانب سرورانی مانند شما باشم.
اما در مورد معانی این دو کلمه من از دیکشنری عربی به انگلیسی و عربی به فارسی استفاده کردم. غذا تنها معنی طعام میدهد و نه چیز دیگری. و کلمه غذی در معنی اول یعنی غذای ناکافی و در معنای دوم معنی ادرار شتر میدهد. با این وجود من فکر کنم پرسیدن از یک فرد عرب زبان بسیار کمکم خواهد کرد. پس تا آن موقع صبر میکنم.
و اما در مورد کلمهی «پارس» و «فارس»، من منبعی پیدا نکردم که دیدگاه مورد نقد را تائید کند. ولی جدا از بحث زبانشناسانهی، آنچه من را به نظرم مطمئنتر میکند این است که اصولا به کار بردن پارس توسط اعراب به هر معنیای دور از ذهن میباشد چون اعراب شبه جزیره اصولا پ ندارند!
ولی نظر بزرگواری مثل شما بازهم من را به تحقیق بیشتر وا میدارد.
نکته پایانی، یک انتقاد جدی من به آن دوست دیگرم این بود که بدون به اتکا مرجع معتبر به مطلبی استناد میکند.
سلام به خانواده برسانید
و پاینده باشید
پت
salam mojadd
in baneh khoda ke tanha 1matlab neveshteh rafteh mesl hamon ARAB be khab rafteh
در زبان عربی غذاء به معنی خوراک است که ما نیز آن را به کار می بریم و غذا بدون حمزه به معنی ادرار شتر با یک جستجوی ساده در فرهنگ دهخدا که در اینترنت هم هست متوجه این مسئله خواهیم شد. متاسفانه برخی آقایون و خانما فکر کردن تو این ۱۰۰۰ و خورده ای سال هیچ کسی نبوده که قدشون عربی بلد باشه و غرور داشته باشه.
البته من هیچ نظر یا تعصب خاصی ندارم برسر این مسایل ندارم واین می تواند کار هر شخصی باشدونباید اینجور بدتوجیه شود که حساسیت به قوم خاصی ایجاد شود دوم اینکه اگر ایرانیان میگفتند سگ فارس میکند که معنی نداشته است بنابراین بایستی کلمه ^سگ پارس^ درزبان فارسی جا انداخته شود واین را هر شخصی که کمی آشنایی به زبان فارسی داشته باشدوقصد اختلاف قومی داشته باشد رامی تواند رایج کرده باشد حال انگلیسی استعمارگر باشد یا اعراب جاهلی یا غیرو...