خاطرات عمر رفته

خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته
در سپهر لاجوردی، آتش آهم نشسته
ای خدای بینصیبان طاقتم ده، طاقتم ده
قبلهگاه ما غریبان طاقتم ده، طاقتم ده
شعر از معینی کرمانشاهی
عکس: بهار ۱۳۸۸، قهوهخانهی سر چاه حج میرزا، توسط خودم

خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته
در سپهر لاجوردی، آتش آهم نشسته
ای خدای بینصیبان طاقتم ده، طاقتم ده
قبلهگاه ما غریبان طاقتم ده، طاقتم ده
شعر از معینی کرمانشاهی
عکس: بهار ۱۳۸۸، قهوهخانهی سر چاه حج میرزا، توسط خودم