خانه > شعر, عکس > موج

موج

moj3

من موج در بدرم

از دنیا بی‌خبرم

بحر خروشان، منزل من

سیلی توفان، حاصل من

بر لب آید نفسم

چون بر ساحل برسم

سنگ جفا کوبد به سرم

می‌کند از نو در بدرم

من هم سوی دریا ناله‌کنان برگردم

سوی هم دردانم از دل و جان برگردم

بی‌تاب و زار و لرزان برگردم

بی‌تاب و زار و لرزان برگردم

بار دگر غمزده‌‌تر بروم

ز ساحل غم سوی دریا من

می‌‎کُشد و می‌‎کُشد آن

بنگر امید دلم چه کند با من

من طفل توفان شده‌ام

موج سرگردان شده‌ام

آه که بود شب من توفانی

در شب من نبود پایانی

زنده‌‎ام از بی‌آرامی

ترسم که بمیرم چو بیاسایم

جز در دل توفان نبود جایم

من عشق جانفرسا می‌خواهم

دریایی توفان‌زا می‌خواهم

من طفل طوفان شده‌ام

موج سرگردان شده‌ام

شعر: بیژن ترقی خواننده: دلکش عکس : از خودم، جزیره قشم بهار ۱۳۸۸