بایگانی

بایگانی آوریل

آسمون همه‌جا همین رنگه

۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۴ دیدگاه

یک لنگه کفش توسط یک خبرنگار عراقی ناراضی به سمت بوش پرتاب شد و نفرت جهانیان را به دولت آمریکا نشان داد.

یک گوجه هم توسط یک نژادپرست صهیونیست به سمت احمدی‌نژاد پرتاب شد، و مظلومیت ایرانیان را به جهانیان نشان  داد.

دو جمله بالا را به نرم‌افزار تقلب‌یاب بدیم چی می‌گه؟ آره داداش، آسمان همه‌جا همین رنگه. آبی و قرمزش فرقی نمی‌کنه، یک رنگ بودنش مهمه ;)

ahmadinejad_tomato_2 پرتاب کفش به بوش و پرتاب گوجه به احمدی‌نژاد احمدی نژاد

bush_shoe_11 پرتاب کفش به بوش و پرتاب گوجه به احمدی‌نژاد احمدی نژاد

Categories: روزمره Tags:

تز می‎نویسیم

۳۰ فروردین ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

بله دیگه، بالاخره فصل آخر زندگی من هم در دانشگاه مکرمه SFU شروع شد. قرار شد که برای اوایل آگوست دفاع کنم. فعلا برای شروع کار، فایل‌های قالب تز SFU را برای Latex دانلود کردم و چند دقیقه قبل هم برای اولین بار کامپالشون کردم.

راستی، همین ۴-۵ سال پیش بود که به برکت استاد راهنمای سابقم و دوست نازنینم آرش، Latex را یاد گرفتم. هر چی فکر می‌کنم می‌بینم، اگر Latex و یا اون ۲ عزیز نبودند، من شلخته‌یٍ حشل پشول هیچ جوری از پس نوشتن تز با اون همه ادا و اصول برنمی‌آمدم. واقعا دستشون درد نکنه.

Categories: تز Tags:

دیدنی‌ها

۳۰ فروردین ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

کلا نمی‌دونم چه مرگم شده، کلا زدم توی خط نوستالژی و ...

Categories: وبگردی Tags:

ویرایش پوسته

۲۹ فروردین ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

دوست دارم که یاد بگیرم پوسته وبلاگم را خودم ویرایش کنم. علاوه بر این که دلم می‌خواهد که کمی اعمال سلیقه کنم، یک مشکل هم با نمایش مطالب بر اساس دسته (category) دارم. مثلا موقعی که می‌خواهم مطالب دسته «عکس» را نگاه کنم، عکس هیچ کدام از پست‌ها نمایش داده نمی‌شود در صورتی که تمام پست‌ها دارای عکس هستند.

Categories: وردپرسانه Tags:

پت و مت

۲۹ فروردین ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

pat_o_mat من پت هستم پت مت iampat

گل بود و سبزه بود و سرود پرنده بود در آفتاب، گرمی شادی دهنده بود بر آب و خاک، باد بهشتی وزنده بود .....

پس نوشت ۱ : این عکس پت و مت قصه‌ی ماست که توی یک روز آفتابی رفته بودند کوه تا با دوربین تازشون بازی کنند. پس نوشت ۲ : شعر از گلچین گیلانی

Categories: شعر, عکس, کوه Tags:

جاودانه‌ها

۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

جاودانه‌ها

جاودانه‌ها

احتمالا با مجموعه معروف جاودانه‌ها آشنایی دارید. کاری بسیار ارزشمند و جالبی است. من و مهتاب و استاد رسول و همسرش فهامه، خیلی وقت‌ها در شب نشینی‌هایی که داریم، اشعاری از این مجوعه را انتخاب می‌کنیم، می‌خوانیم و می‌نوازیم ( البته ناگفته نباشد که من نواختن بلد نیستم، و از حنجره‌ی من هم بهترین صدایی که می‌ده صدای در قابلمست). ولی خوب به مقتضیات وضعیت داخلی کشور امکان این که یک سی‌دی صوتی در کنار این اثر منتشر بشود نبوده‌است و خیلی هم بعید می‌دانم که به این زودی‌ها هم مقدور بشود. روی همین حساب به فکر افتادم شروع به جمع‌آوری این آثار بکنم. البته واضح و مبرهن است که من در این ولایت کفر دستم از خیلی جهات کوتاه، و برای همین باید کمی کاستی این کار را بر من خواهید بخشید و صد البته منتظر شنیدن صدای ما هم در این میان باشید

آن عاشقان شرزه

۲۸ فروردین ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

آن عاشقانٍ شرزه، که با شب نزیستند
رفتند و شهر خفته ندانست کیستند
فریادشان تموج شط حیات بود
چون آذرخش در سخنٍ خویش زیستند.

می‌گفتی، ای عزیز!:«سترون شده‌ست خاک.»
اینک ببین برابر چشم تو چیستند:
هر صبح و شب به غارت توفان روند و باز،
باز آخرین شقایق این باغ نیستند.

شعر از : محمدرضا شفیعی کدکنی

Categories: شعر Tags:

آقا بزی

۲۸ فروردین ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

بز سیگار جاده چالوس

آقا بزی یادته چقدر بهت سر می‌زدیم؟ بازم خوبه اون دفعه‌ی آخر که بهت سر زدیم، من این عکس یادگاری را ازت گرفتم وگرنه توی این شلوغی زندگی کاملا فراموشت کرده بودم.

Categories: عکس, کوه Tags:

«می‌روم» «می‌آیم»

۲۴ فروردین ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

از جمله مشکلات مهاجرت این است که در موقع مسافرت‌ها هیچ وقت نمی‌دانی که چه باید بگویی. بگویی «می‌روم» و یا بگویی که «می‌آیم».
آره داداش، مساله این است

مساله این است

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

زندگی در ایران و یا اینترنت؟ مساله این است!

اصلا هم بد عادت نشدم!!! ۲ سال پیش که ایران را ترک کردم، سرعت اینترنت خیلی خوب نبود ولی دستکم می‌شد ایمیل چک کرد. ولی حالا حتی این کار را هم نمی‌شود کرد. من فقط دستم به اون وزیر مخابرات ابلهی برسه که میاد توی تلویزیون پز می‌ده که ما توی این دولت به اندازه فلان برابر دولت قبلی خط تلفن و کوفت و زهرمار دادیم. آقا معلوم نیست تکنولوژی چند قرن پیش را از کدوم قوطی عطاری پیدا کرده که امکان ADSL که نداره هیچ سرعت Dial up هم این طور خراب شده.

خدایا مملکت ما را از شر نابخردان و خشکسالی نجات بده، آزادی بیان پیشکش